بي همتا
 
نويسندگان
لینک دوستان
لينكي ثبت نشده است
عضویت
نام کاربری :
پسورد :
تکرار پسورد:
ایمیل :
نام اصلی :
آمار
امروز : 54
دیروز : 61
افراد آنلاین : 1
همه : 7435
پيوندهای روزانه
لينكي ثبت نشده است
چت باکس

مرگ خدا


نيچه فيلسوف شھير آلماني مرگ خدا را اعلان كرده است و چنين ادعائي از جانب يك فيلسوف بغايت
عجيب و كودكانه است . انكار وجود خدا امري تازه نيست ولي مردن خدا چيزي جديد است كه در فھم
فلسفي نمي آيد .
پيرزن داغديده اي را مي شناختم كه حدود ده تن از عزيزانش را در سنين جواني بتدريج از دست داده بود
. ھر گاه كه او را مي ديدم و دعوت به خدا مي نمودم تا صبور شود مي گفت:« خدامرده است » .من اين 
سخن را ھرگز درك نمي كردم تا اينكه مشابه آنرا از جانب نيچه شنيدم . زندگي نيچه ھم بغايت مشقت
بار و مملو از درد و تنھائي و بيوفائي ياران بود . بنظر مي رسد آنان كه براي عمري به درگاه خدا دعا مي
كنند تا مشكلاتشان را بر طرف نمايد ولي ھيچ اجابتي نمي يابند و بلكه بلاياي بزرگتري نازل مي شود
و گرنه پاسخ آنھا را مي داد. بتدريج به اين نتيجه مي رسند كه« خدا مرده است ».مرگ خدا حاصل ايمان
شديد و عدم اجابت دعا به درگاه اوست . مي دانيم كه نيچه از خانواده يك كشيش مؤمن و پاكدامن بود ،
خود او مردي متقي و پاك بود و قديس وار زيست و بسيار درد و رنج كشيد و ده سال آخر عمرش را دچار
نوعي نسيان كامل شد و زندگي فجيعي را گذراند . نيچه را فيلسوف تنھائي و تنھاترين فلاسفه ناميده اند
.
بنظر مي رسد آنان كه بخدا ايماني شديد دارند و به درگاھش بسيار دعا ميكنند عاقبت به وجودش شك
مي كنند و مرده اش مي پندارند و يا نابوده . كفرھاي جدي و عميق مثل كفر نيچه يا آن پيرزن حاصل
ايمانھاي بسيار جدي است . ھمانطور كه روزي سلمان فارسي در وجود خدا شك كرده بود . گوئي كه
آدمي براي حفظ ايمانش بھتر است كه اصلاً ھيچ چيزي از خدا نخواھد وگرنه باورش را از دست خواھد داد
.
دل كانون خواھشھاي دنيوي نيست و اگر اصرار ورزد مي ميرد و خدا از دل مي رود . بايستي در اين آيه
كه« بخوانيد مرا تا اجابت كنم شما را »براستي و جداً تجديد نظر كرد ھمه كسانيكه به درگاه خدا بسيار 
دعا مي كنند و ليست در خواستھاي خود را به او عرضه مي دارند نھايتاً باطناً كافر مي شوند و مابقي
عمرشان ھم در نفاق زندگي مي كنند و در واقع در عبادات خود ، خدا را فحش مي دھند . من بسياري را
سراغ دارم كه پس از ھر نمازي بسيار متشنج و ديوانه مي شوند . گوئي نماز كه قرار است موجب آرام
قلوب شود باعث بيقراري و اضطراب مي گردد . گوئي ھر كه از خدا طلبي دنيوي نمايد كافر مي شود
چون اجابت نمي گردد . آيه مذكور در قرآن را بايستي از قلمرو خواسته ھا خارج نمود و بدينگونه معنا كرد
كه ھركه خدا را بخواند و صدا زند از او پاسخ مي شنود نه اينكه ھر كه از او ھر چه بخواھد مي يابد .
مسلماً اگر قرار بود خداوند به خواسته ھاي بشري جامع عمل بپوشاند اصلاً مشكلي در كار نمي بود و
ھمه به آرزوھاي خود رسيده بودند و در بھشت موعود مي زيستند . واقعيت اينست كه ھر كه خواسته
ھاي دنيوي زيادي داشته باشد دلشمي ميرد و مي پندارد كه خدا مرده است .
معناي لفظي اين آيه نيز مطلقاً دال بر اجابت اميال و آرزوھاي بشر از جانب خدا نمي باشد بلكه به معناي
پاسخگوئي خداست . معناي واقعي و ساده اين آيه چنين است:« دعوت كنيد مرا تا اجابت كنم شما را »
يعني ھر كه خداوند را به خانه وجودش دعوت كند خداوند حتماً به اين دعوت پاسخ مثبت مي دھد . دل
آدمي نبايد از خدا غير خدا را بخواھد وگرنه مي ميرد و خدا ھم از دلش مي رود .
در كل قرآن ھيچ آيه و معنائي نيست كه دال بر اجابت خواسته ھاي بشر از جانب خدا باشد زيرا خداوند
مصلحت بندگانش را مي داند و خواه نا خواه به آنھا رزق مي دھد و بندگانش خود به صلاح خود آگاه
نيستند . تنھا دعاھائي كه در قرآن به بندگان القاء شده است طلب معرفت و تزكيه نفس و ايمان و يقين

برتر است يعني خواسته ھائي تماماً معنوي و باطني و اخروي مي باشد .

از كتاب " دايره المعارف عرفاني " استاد علي اكبر خانجاني جلد چهارم ص 242




ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۲۸ بهمن ۱۳۹۶ ] [ ۰۳:۱۵:۴۹ ] [ رضا ]
حكمت زندگي
براي چه زندگي ميكني؟
براستي براي چه زندگي مي كنيم؟ در يك كلمه بايد گفت براي اين زندگي مي كنيم تا ببينيم كه براي چه
زندگي مي كنيم. به ھمين دليل كساني كه اين مسئله ذاتي را در خود و زندگي فراموش مي كنند دچار
خود فراموشي و نسيان كامل مي شوند و فقط در لحظه مرگ يكبار دگر به ياد مي آورند كه اصلاً براي چه
زيسته اند.
انسان تنھا موجودي است كه فقط براي اين امر خلق شده تا بفھمد كه براي چه خلق شده است و
انسانيت انسان فقط مرھون و منوط به درگيري او به اين مسئله است.
اين سئوال ممكن است كه ھرگز پاسخي نيابد و ھر چه كه بيشتر ادامه يابد بي پاسخ تر شود ولي فقط
بواسطه اين سئوال است كه انسان بر جاي خودش حضور دارد و از خود گم نمي شود. گمراھي انسان
چيزي جز فراموشي اين سئوال نيست. سئوالي كه موجوديت فرد را به چالش مي كشد و اين روياروئي
با تماميت حيات و ھستي خويش است. و اما آن كيست كه اين سئوال را از تو مي پرسد كه : براي چه
زندگي ميكني و اصلاً ھستي؟ بي ترديد او خود تو نيست . پس او كيست؟ او خداي توست. پس كسي
كه اين سئوال را با خود ندارد خدا را ندارد و فراموش كرده است و لذا به خود فراموشي دچار شده است.
و لذا خودشناسي يك واقعه است و واقعه اي الھي در انسان .
از كتاب " دايره المعارف عرفاني " استاد علي اكبر خانجاني جلد چهارم ص 147

ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۲۰ بهمن ۱۳۹۶ ] [ ۰۱:۳۰:۳۴ ] [ رضا ]

درد تنهايي

شايد در ھيچ برھه ايي از تاريخ مانند اين دوران، بشر اينچنين احساس تنھايي نكرده است و گويي تن ،

ھمان زنداني است كه ما را در خود محبوس ساخته است .

ھيچ كس ما را درك نمي كند و حتي ھنگامي كه مي خواھيم براي ديگري درد دل كنيم تنھا بايد شنوندۀ

نصيحت ھاي وي باشيم . اما ھمۀ ما از نصيحت خسته شده ايم . ازھنگامي كه بدنيا آمديم ما را نصيحت

كردند و به ما گفتند خوب باشيد ، راستگو باشيد ، با گذشت باشيد ، بخشنده باشيد و...... و ما ھر چه در

اطراف خود گشتيم تا انساني مھربان ، باگذشت ، راستگو و... را بعنوان الگو بيابيم ، نيافتيم. به ما گفتند

پيامبران خدا چنين بوده اند اما ١٤٠٠ سال است كه ديگر پيامبري ظھور نكرده است. كه اگر ھم چنين بوده

است ما را چكار ؟

در تمام عمرمان در جستجوي انساني بوديم كه بتوانيم به او اعتماد كنيم .كسي كه ما را با تمام زشتي

ھايمان دوست داشته باشد و به چشم حقارت به ما ننگرد.

دوستان زيادي پيدا كرديم اما ھيچكدام به ما وفا نكردند ھمانطور كه ما نيز به آنھا وفا نكرديم.

دوست نداشتيم ديگران به چشم حقارت و اھانت به ما بنگرند پس مجبور بوديم تمامي ضعف ھا،

شكست ھا و يأسھاي خود را در درونمان پنھان كنيم و ھنگامي كه به ديگران ميرسيم نمايشي از لبخند

و خوشبختي بر پا كنيم .

و آنقدر در اثبات خوشبختي و شاديمان به ديگران نقش بازي كرديم كه خودمان نيز فراموش كرديم كه درد

واقعي امان چيست و تنھا چيزي كه از خودمان، بيادمان ماند اين بود كه آرامش نداريم . و به ھمين دليل

مجبور شديم دست به دامان مردم شويم و علت بي قراري امان را از آنان بپرسيم. ميدانيد آنان به ما چه

گفتند ؟

گفتند تمام درد شما از بي پولي است اگر پولدار شويد آرامش مي يابيد. ما نيز حرف آنان را پذيرفتيم و

براي پولدار شدن دست به ھر كاري زديم و سپس خانه خريديم ،ماشين خريديم و لوازم لوكس براي خانه

امان تھيه كرديم . چند صباحي جمع آوري پول ما رابه خود مشغول داشت اما ديري نگذشت كه دريافتيم

كه پول نيز نتوانسته تنھايمان را از ميان ببرد و ما ھمچنان در درون خود غريب و بي كسيم . چرا؟

براي اينكه ھمان ابتدا پاسخ را داده باشيم بايد بگوئيم كه تنھايي بشر امروز، ھيچ علاجي ندارد و شايد

بتوان گفت كه تنھا راه علاج آن ، پذيرش آن مي باشد .

تنھايي بشر امروز نشأت گرفته از دوراني است كه در آن زندگي مي كند . دوراني كه آخرالزمان ناميده

 مي شود . ھمانطور كه در قرآن مي خوانيم:«قيامت آن گاه است كه ھر كسي تك و تنھا مي شود و

 ھيچك سرا ياري كمكي به ديگران نيست و جز خدا ياوري نمي يابد

تجربۀ تاريخي نشان داده است كه بشر تا زماني كه مجبور نشود روي به خدا نمي كند. و حال ھمان

دوراني است كه بشر مجبور است براي رسيدن به آرامش، به خداوند روي كند زيرا ديگر ھيچ چيز به او

آرامش نمي دھد .

اگر كمي به اعمال روزمرۀ خود دقيق شويم در خواھيم يافت كه بسياري از اعماليكه ھر روزه آن را تكرار

مي كنيم تنھا براي اين است كه نمي خواھيم تنھايي امان را بپذيريم و به ھمه چيز پناه مي بريم به جز

خداوند .

ساعتي در خيابان ھا ول مي گرديم و پسر بازي و يا دختر بازي مي كنيم ويا به خود القا مي كنيم كه

عاشق شده ايم ،ساعتي پاي كامپيوتر مي نشينيم و چت مي كنيم و يا به موبايلمان ور مي رويم ، به

ميھمانيھاي كسل كننده و يا دوره گرديھاي مضحك مي رويم و با كساني كه از آنھا خوشمان نمي آيد

رابطه برقرار مي كنيم و .....

تمام اينھا براي اين است كه تنھايي مان را نابود سازيم اما ھيچ موفقيتي حاصل نميشود و باز تنھايي چون

باري سنگين بر روحمان فرود مي آيد .

و در انجام ھمين تلاشھاي مذبوحانه براي فرار از تنھايي است كه مبتلا به بسياري از گناھان مي شويم

بدون اينكه واقعاً اراده به انجام آن داشته باشيم .

آري ديگر ھيچكس نيست كه ما را درك كند وھمه ما ،در درون خود محبوس شده ايم .

اما تمام احساس تنھاييمان به اين دليل است كه فراموش كرده ايم كه در درونمان يكي وجود دارد كه از

ھمان بدو تولد در انتظار ماست . اگر ھميشه او را فراموش مي كنيم به اين دليل است كه او از خود جز

نامي باقي نگذاشته است .او از ھمان زماني كه جھان ھستي را خلق كرد در انتظارمان بود كه شايد

روزي به او روي كنيم و تنھا او را دوست داشته باشيم و تنھا از او ياري بخواھيم زيرا تنھا او بود كه ما را

دوست داشت به ھمين دليل خلقمان كرد .

ھميشه نگاھش را در درونمان احساس مي كرديم اما ھيچگاه نخواستيم به نگاه منتظر او پاسخ دھيم . او

ھميشه و در ھمه حال با ما بود اما آنچنان صداھاي بيرون بلند بود كه ھيچگاه صداي خاموش او را

نشنيديم . به ھمه لبخند زديم و چاپلوسي ھمه را كرديم و فقط به او لبخند نزديم .

ھمه ما را تنھا گذاشتند ، ھمه به ما خيانت كردند ، ھمه به چشم ابزار به ما نگاه كردند وتنھا او بود كه ما

را تنھا نگذاشت و به ما خيانت نكرد .

پس بياييد تنھايي مان را در دنيا با تمام تلخي اش بپذيريم و دست از تلاشھاي مذبوحانه براي اثبات شادماني

و خوشبختي امان برداريم و در اين شبھاي قدر با خودمان خلوت كنيم و براي ساعتي تلويزيون را خاموش

كنيم ، موبايلمان را خاموش كنيم ، با كسي چت نكنيم و به خيابان نرويم ، چيزي نخوريم و و......و تمامي

آدم ھايي را كه وارد خود ساخته ايم تحت ھر عنواني (دوست ، ھمسر و فرزند و معشوق ،ھمكار و...)از

خود بيرون كنيم و از ھمه مھمتر به پول فكر نكنيم كه اگر توانستيم چنين كنيم آنگاه او را در درونمان

خواھيم يافت و با يافتن او ديگر ھيچگاه تنھا نخواھيم بود .

بگذاريد ھمه بفھمند كه چقدر تنھا و محزونيم و بگذاريد كه ھمه بفھمند كه آدم خوشبختي نيستيم و اصلاً

بگذاريد ھمه بفھمند كه چقدر جاھل و احمق و ديوانه ايم و...

ديگر ھيچ چيز اھميتي ندارد زيرا اكنون او را كه تنھا كس بي كسان است در خود يافته ايم.

از كتاب " دايره المعارف عرفاني " استاد علي اكبر خانجاني جلد چهارم ص174


ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۱۹ بهمن ۱۳۹۶ ] [ ۰۱:۵۹:۴۵ ] [ رضا ]

روانشناسي بهشت و جهنّم

انسان، حيواني آتشخوار است و ھر چه كه بيشتر آتش مي بلعد عطش او در مصرف بيشتر انرژيھا

شديدتر مي گردد. نگاه كنيد كه بشر در طول تاريخ بتدريج ھمه زمين را به آتش كشيده و يا تبديل به آتش

نموده است. از سوزانيدن ھيزم تا زغال سنگ و سپس نفت و اينك انرژيِ اتمي. براستي انسان يك غول

منجمد و يخي است كه ھيچ گرمائي نمي تواند سرماي ذاتش را رفع نموده و اندكي گرمش نمايد. و

ھرچه كه جلوتر مي رود گوئي يخ وجودش ذاتي تر و شديدتر مي گردد و نيازمند انرژِيھاي قوي تر و نفوذ

كننده تر مثل انرژي اتمي و ليزر و آنگاه انرژي نوتروني مي باشد تا مغز استخوانش را گرم كند و يخ ھاي

اندرونش را ذوب نمايد.

از اين منظر مي توان حق دوزخ را درك نمود واين حق كافران است كه فقط در جھنم احساس آرامش و

خوشي مي كنند و بقول قرآن: آيا تعجب نمي كني كه چگونه كافران برآتش دوزخ صبورانه ميسوزند؟! و

به عكس مؤمنان گوئي باطني گرم دارند و لذا در جستجوي ھواي خنك و برودت ھستند كه ھمان ھواي

بھشت است. و اين گرماي ايمان و ايمني و عشق است. ھمانطور كه خداوند قلوب كافران را از سنگ و

بلكه سخت تر و شقي تر از سنگ مي داند و براي گرم و نرم شدن محتاج آتش دوزخ است. ھر كسي

بھمان جائي مي رود كه نياز دارد. و امروزه جنگ ھاي جھاني جھت تصرف بيشتر انرژي ھمانا جنگ بين

دوزخيان است.

از كتاب " داير ه المعارف عرفاني " استاد علي اكبر خانجاني جلد سوم ص 111


ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۱ بهمن ۱۳۹۶ ] [ ۰۳:۰۰:۴۴ ] [ رضا ]

كافر كيست؟

طبق معارف قرآني كافر عبارت است از انساني كه خدا را در آسمانھا جستجو مي كند و مي خواند و از

ذھنيت خود پيروي مي كند و از اطاعت يك مؤمن زنده اكراه دارد و بجاي خلوص در نيت خود به خيرات و

عبادات نمايشي مي پردازد دين را فقط براي خوشامد ديگران مي خواھد و ملاك او نظر مردمان است .

خودش را علت سرنوشت خود نمي داند و جبر پرست است.

دينش ارثي و عاريه اي است و لذا نژادپرست مي باشد در عين حال كه از عزيزترين كسان خود نيز قلباً

بيزار است. ھمسر و فرزندان را مايملك خود مي داند و از بابت ناني كه مي دھد آنان را بنده خود مي

خواھد. انساني آباء و اجداد پرست و تاريخ پرست و گذشته گراست و بھمان ميزان آرزوپرداز و آرمانھاي

دست نيافتني را مي جويد و از نقد و حاضر اين جھان و ھر چه در آن است نفرت دارد و لذا ايده آليستِ

دنياپرست است و كل دنيايش نيز ذھنيت اوست و لذا از واقعيت جھان بكلي بيگانه و كور است.

شريعت او علوم و فنون است اخلاقش نيز سياست و اقتصاد است و طريقت او ھنرھاست و حقيقت او

ھم پول است. عاشق ارتباطات و اخبار و ازدحام است و آرزويش اينست كه آنقدر پول داشته باشد تا

بتواند ھمه مردم جھان را بخرد و به پرستش خود وادارد.

از كتاب " دايره المعارف عرفاني " استاد علي اكبر خانجاني جلد سوم ص92


ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۳۰ دى ۱۳۹۶ ] [ ۰۲:۵۸:۱۲ ] [ رضا ]

خودشناسي گناه (فلسفه گناه)

گناه و پليدي در عرصه تعريف بكلي متفاوت است از عرصه عمل خويشتن . يعني ھر آنچه را كه ھر كسي

در نفس عمل خود به حساب بزرگواري و قداست و ايثار و عظمت خود مي آورد اتفاقاً ھمان گناھان و

پليدي نفس اوست يعني درست آنجائي كه خود را كاملاً به لحاظ ذھني حق بجانب مي داند. اگر چنين

نبود اصلاً امري بنام خودفريبي و شيطنت و غرور معنا نمي داشت و آدمي براي تربيت و تزكيه نفس خود

به ھيچ استاد و مرادي و امامي نياز نمي داشت زيرا ھمه آدمھا طبق وراثت فرھنگي و آموزه ھاي

اخلاقي فرق نيك و بد را مي دانند و ھمين دانائي كفايت مي كرد.

آدمي تا گناھان را براي ذھن خود توجيه وتقديس نكند مرتكب آنھا نمي شود و به آنھا ادامه نمي دھد .

آنچه را كه ھر كسي در ذھن خود مترادف مظلوميت خود مي داند دقيقاً ھمان ظالميت اوست. آنچه را كه

ايثار خود مي خواند ھمان تجاوز اوست.

و آنچه را كه ناحقي ديگران نسبت بخود مي خواند حق اوست. و آنچه را كه عقل و ايمان خود مي پندارد

جھل و كفر اوست و........ اگر چنين نبود اينك قرنھا بود كه زمين مبدل به بھشت موعود شده بود زيرا

ھمه طبق تعريف و آموزه ھاي ديني فرق گناه وصواب و راست و دروغ و بايد و نبايد را مي دانند.

اگر چنين نبود اصلاً امر به خودشناسي مسئله اي مھمل مي بود. آنچه كه گناه ناميده مي شود ھمان

چيزي است كه ھر كسي در ذھنش آنرا « من » مي نامد. و اين « من » كارخانه تبديل گناه به صواب و دروغ

به راست است. و لذا خودشناسي تماماً فريب شناسي است.


از كتاب " دايره المعارف عرفاني " استاد علي اكبر خانجاني جلد سوم ص 79


ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۲۸ دى ۱۳۹۶ ] [ ۰۱:۴۹:۵۷ ] [ رضا ]

روحاني كيست؟


ھمه انسانھا فطرتاً صاحب روح و لذا ذاتاً روحاني مي باشند و اصولاً انسان تنھا حيوان روحاني روي زمين

است. ولي انگشت شمارند كساني كه روحشان در زباله دان تاريخ و گور تن مدفون نشده باشد.

انسان واقعاً روحاني كسي است كه روحش حي و حاضر و خلاق و جاري در حيات دنياي اوست. انسان

صاحب فطرت زنده و وجدان كار آمد است، انساني عاشق و صاحب گفتار و كرداري نافذ و منقلب كننده و

برانگيزنده و حيات بخش و سرنوشت ساز است.

با اين وصف در ميان جماعت موسوم به روحانيون در ھمه مذاھب جھان نيز بس اندكند كه حقاً صاحب

روحي زنده و خلاق باشند. في المثل در ميان روحانيون تاريخ معاصر ما فقط كساني چون امام خميني و

آيت الله طالقاني و امام موسي صدر و امثالھم را مي توان براستي روحاني خواند. و چه بسا روحانيون

بدون لباس مثل دكتر شريعتي. و نيز حتي كساني كه بظاھر دم از خدا ھم نمي زنند و جانمازي ھم ندارند

مثل فيدل كاسترو كه امروزه منجي مردم آمريكاي لاتين شده است و حتي كسي چون مائو كه يك

ميليارد مردم تباه شده چيني را زنده كرد و مبدل به قدرتمندترين و مستقل ترين كشور جھان ساخت.

روحاني واقعي ، روح انگيز مردمان است. و روح مردم چون برانگيخته شود طالب عزّت و شرف مي شود.

روح ھمان امر خداست بقول قرآن كريم و لذا در ھر كه بيدار باشد عزّت بخش و خدايگونه است.


از كتاب " دايره المعارف عرفاني " استاد علي اكبر خانجاني جلد سوم ص74


ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۱۸ دى ۱۳۹۶ ] [ ۰۳:۰۲:۵۲ ] [ رضا ]

ترس عرفاني و ترس شيطاني

ترس يكي از غرايز حيواني بشر است كه در عرصه دين و معرفت و حركت روحاني بزرگترين مانع محسوب

مي شود تا آنجا كه بقول علي(ع) بزرگترين گناھان است چرا كه رشد معنوي بشر مستلزم حركت در

وادي ناشناخته ھاست و به لحاظي سلوك در وادي فنا و ظلمات است و لذا نيازمند شھامتي عظيم و

جھادي بر عليه غريزه ترس مي باشد.

و به لحاظي اين جھاد اساس ھر حركتي معنوي و عرفاني است كه از آغاز تا به پايان راه بايد وجود داشته

باشد. و اين ھمان معناي توكل به پروردگار بعنوان صاحب و مقصد راه است. پس فقدان شھامت بمعناي

فقدان ايمان و توكل بخداست ھمانطور كه در قر آن كريم ھم ميخوانيم كه يكي از بزرگترين روش نفوذ

شيطان در انسان ھمان القاي ترس از آينده و ترس از فقر و مرگ و نيستي مي باشد.

آدمي حتي براي رشد مادي خود در جھان نيازمند شھامت است و ھمه صاحبان قدرتھاي دنيوي

انسانھائي بغايت شجاع و جسور در عرصه عمل اقتصادي –سياسي بوده اند. لذا انسانھاي بز دل نه در

دنيا بھره اي دارند و نه از آخرت.

ترس از ھر نوعش موجب عقب مانده گي و ركود و سقوط برده گي است الا ترس از خدا. و بلكه ترس از

خدا اساس شجاعت در عمل و انتخاب است. آنانكه كمتر از خدا مي ترسند دائماً از مردمان و صاحبان

قدرت مي ترسند و در واقع از شيطان مي ترسند. فقط با توكل بخدا مي توان بر ترس شيطاني فائق آمد.

ھمه انسانھاي بزدل بتدريج جبرگرا و سرنوشت پرست مي شوند و اين ھويت ستم برانه خود را چه بسا

تفسير به رضاي خدا و صبر بر اوضاع مي كنند و دم از توكل مي زنند كه اين توكلي منافقانه است زيرا

توكل بخدا بعنوان اتصال به كانون قدرت مطلق موجب شجاعت و قدرت در انتخابي برتر و مستقل مي

شود و رھائي بخش و عزت آفرين است و نه خفت بار و ظلم پذير و رعيت پرور . ترس از خدا ترسي

عرفاني و شھامت پرور است و ترس از مردم ترس شيطاني مي باشد.

از كتاب " دايره المعارف عرفاني " استاد علي اكبر خانجاني جلد دوم ص237


ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۱۳ دى ۱۳۹۶ ] [ ۰۳:۱۱:۱۳ ] [ رضا ]
امام كيست؟

امام يك رھبر ديني را گويند كه قدرت روحاني تبديل دين به ايمان و عشق را در قلوب ديگران داشته
باشد. فرق امام با يك عالم و فقيه يا روشنفكر ديني در ھمين نكته است . انساني ممكن است در علوم
ديني يك علاّمه باشد و خطابه ھائي بس علمي و مستدّل و پرشوري داشته باشد ولي نتواند دين را در
قلوب مردم تبديل به محبّت حق و عشق به ھدايت نمايد . چنين كسي ھر چه باشد در قلمرو امامت جاي
ندارد . ولي گاه يك فرد كه در علوم ديني و تحصيلات فقھي و قرآني ھيچ تبحري ندارد و حتّي چه بسا
بيسواد است مي تواند در جايگاه امام قرار گيرد و منبع الھام ايمان و عشق به حقّ و شور معرفت و تقوا
در ميان مردم شود ھمانطور كه اكثر پيامبران و قديسين و عارفان و اصل اينگونه بوده اند . در واقع سواد
و مدارك مدرسه اي و عاريه اي امري لازم براي امر امامت نيست . در واقع گوھرۀ اصلي و واجب و لازم
براي امر امامت داشتن ،عشق الھي به ھدايت و القاي نور ايمان و محبّت به دين و احكام و حدود الھي
مي باشد كه بدون اين گوھره، دريائي از علوم ديني و فقه و حديث و قرآن و تاريخ و ادبيات بخودي خود
نمي تواند حامل امر ھدايت و ولايت در مردم باشد و چه بسا ايجاد شرك و نفاق مي كند زيرا اطاعتي كه
قلبي و از روي حُبّ نباشد منشأ اصلي انشقاق و نفاق است و تقليدي محض كه به بخل و عداوت و
سلطه گري مي انجامد .
ولي آنكه نور ايمان دارد حتّي بدون ھيچ سوادي مي تواند احكام الھي را از فطرت خويش استخراج نموده
و قرآن را از دلش بخواند و به مردمان ھديه كند و امام مردم باشد و اسوۀ تقوا .

از كتاب " دايره المعارف عرفاني " استاد علي اكبر خانجاني جلد سوم ص21

ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۹ دى ۱۳۹۶ ] [ ۰۳:۱۲:۱۳ ] [ رضا ]
چند مصاحبۀ عرفاني

*عارفي را پرسيدم : كجائي ؟گفت : در جائي كه ھيچكس نيست حتّي خودم .

*ديوانه ايي را پرسيدم :چرا تورا به دارالمجانين آوردند ؟ گفت :زيرا اينجا مجاني است و من در بيرون از
اينجا جائي نداشتم چون پولي نداشتم .

*از مريدي پرسيدم : چرا از پيرت اطاعت نمي كني ؟ گفت : لزومي ندارد زيرا او از من اطاعت مي كند و
اطاعتش را به پاي من مي نويسد .


*از بچۀ ننه اي پولدار پرسيدم : چرا از مادرت نفرت داري ؟گفت : زيرا او ھرگز اجازه نداد تا بزرگ شوم .

*از يك زن فمينيست (مرد وار)پرسيدم : چرا اينقدر از مردان متنفري ؟ گفت : زيرا ھرگز نتوانستم مرد
شوم.
----------------------------------------------------------------
چند حكايت عرفاني:

« از شماست كه بر شماست » قرآن كريم

*ھيچكس دروغ نمي گويد الاّ به خودش.

*ھيچكس فريب نمي دھد الاّ خودش را .

*ھيچكس ظلم نمي كند الاّ به خودش.

*ھيچكس خد مت نمي كند الاّ به خودش.

*ھيچكس خيانت نمي كند الاّ به خودش.

*ھيچكس ھدايت نمي كند الاّ خودش را .

*ھيچكس گمراه نمي كند الاّ خودش را .

*ھيچكس دوست نمي دارد الاّ خودش را .

*ھيچكس دشمن نمي دارد الاّ خودش را .

*ھيچكس نيست الاّ خودش .

تذكر :ھمۀ سخنان فوق مفاھيمي قرآني ھستند .

------------------------------------------------------------------------
مصاحبه اي با يك ثروتمند:

س:آيا علم بھتر است يا ثروت؟
ج:البته كه ثروت بھتر است زيرا بواسطه آن مي توان علم و علما را ھم خريد .

س:آيا دين بھتر است يا ثروت ؟
ج:البته كه ثروت بھتر است زيرا بواسطه خيرات و مبرات مي توان خدا را ھم خريد .

س:آيا عشق بھتر است يا ثروت ؟
ج:البته كه ثروت بھتر است زيرا بواسطه آن مي توان ھر محبوبي را خريد.

س:آيا خودت بھتري يا ثروت ؟
ج:البته كه ثروت بھتر است زيرا بدون آن خودي ندارم .

--------------------------------------------------
چند مصاحبه خصوصي

*از دانشجويي پرسيدم : چرا با اينھمه ھزينه گزاف دانشجوي دانشگاه آزاد اسلامي شده ايي ؟
گفت :واقعاً به آزاديش مي ارزد : آزادي از دانش،اسلام و مخصوصاً خانواده .

****
از دروغگويي پرسيدم : چرا اينقدردروغ مي گويي ؟
گفت : زيرا ھيچكس باورم نمي كند .
****
از زني پرسيدم : عشق بھتر است يا ثروت ؟
گفت : عشق بھتر است با ثروت .
****
از نو مسلماني پرسيدم : چرا متديّن شده ايي ؟
گفت : زيرا بازار كفرم كساد شده بود .
****
از مؤمني پرسيدم : چرا اينقدر نماز مي خواني ؟
گفت : كار از محكم كاري عيب نمي كند.

از جھودي پرسيدم : بانكداري اسلامي چيست ؟
گفت: جھودي كه مي خواھند بزور مسلمانش كنند .

از كتاب " دايره المعارف عرفاني " استاد علي اكبر خانجاني جلد سوم ص 13-11


ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۸ دى ۱۳۹۶ ] [ ۰۲:۲۲:۱۲ ] [ رضا ]
[ ۱ ][ ۲ ][ ۳ ][ ۴ ][ ۵ ][ ۶ ]
.: Weblog Themes By jahanblog :.

درباره وبلاگ

كتاب ها،مقالات و سخنراني هاي استاد علي اكبر خانجاني در باره همه مسائل انساني
پنل کاربری
نام کاربری :
پسورد :
لینک های تبادلی
فاقد لینک
تبادل لینک اتوماتیک
لینک :
خبرنامه
عضویت   لغو عضویت
امکانات وب