بي همتا
 
نويسندگان
لینک دوستان
لينكي ثبت نشده است
عضویت
نام کاربری :
پسورد :
تکرار پسورد:
ایمیل :
نام اصلی :
آمار
امروز : 55
دیروز : 61
افراد آنلاین : 1
همه : 7436
پيوندهای روزانه
لينكي ثبت نشده است
چت باکس

نام كتاب

تاريخ تأليف

زن و مرد ( آدم و حوا ) :

 

فريادِ زن

1392

من و حوا

1387

فلسفه ازدواج و زناشوئي

1387

فلسفه وجودي زن

1379

فلسفه وجودي مرد

1385

سير و سلوك روحي استاد علي اكبر خانجاني:

شخصيت شناسي (احوال بزرگان معرفت):

معرفت نفس (خودشناسي) :

خداشناسي عرفاني :

آخرالزمان وقيامت :

تفسيرومعارف قرآني :

اشعار عرفاني :

جهان بيني توحيدي :

مكاتب و مذاهب :

پديده شناسي عرفاني :

اخلاق - شريعت - تربيت :





ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۲۲ مرداد ۱۳۹۶ ] [ ۰۴:۰۳:۰۶ ] [ رضا ]


بهشت و جهنم

فاجعه مهاجرت روستائيان به شهرها
يكي از آرمانهاي اصولي انقلاب و همه انقلابيون در سرآغاز كارش پيشگيري از مهاجرت جنون آميز روستائيان
به شهرها و بلكه پديد آوردن مهاجرت دوباره از شهرها به روستاها بود. ولي با همه تدابيري كه انديشيده شد
و به اجرا درآمد حاصب كار بطرزي فجيع معكوس از آب درآمد و در طي مدت ربع قرن از پيروزي انقلاب طبق
آمار رسمي حدود هشتاد هزار روستا بصورت كاملا متروكه درآمدند و مهاجرينش در شهرها مولد بزرگترين مشكل اقتصادي و فرهنگي براي نظام شدند. و همين امر به تنهائي بسياري از اهداف و برنامه هاي كلان انقلاب را به بن بست كشانيد و حاصلي هولناك ببار آورد. چرا؟ بر هر اهل عقل و انصافي واضح است كه انقلاب ما در عرصه خدمات اقتصادي و صنعتي و رفاهي و آموزشي و بهداشتي به روستاها و شهرهاي كوچك و دورافتاده، يكي از موفقترين انقلابات تاريخ معاصر جهان بوده است و اين واقعيت حتي از زبان دشمنان انقلاب نيز به گونه اي اعتراف مي شود منتهي با تعبيري وارونه. خدمت به مستضعفين يكي از آرمانهاي درجه يك هر انقلاب مردمي است و انقلاب ما در اين امر با وجود هشت سال جنگ تحميليش باز هم موفق بوده است. به اعتراف فيدل كاسترو يكي از بزرگترين انقلابيون جهان معاصر، انقلاب ما از اين لحاظ موفق تر از انقالب كوباست با اينكه عمر انقلاب كوبا بيشتر از انقلاب ماست و مواجه با هيچ جنگ بزرگي هم نبوده است.
پس علت اين وارونگي چيست؟ زيرا به وضوح شاهديم كه اين آرمان بزرگ در جنبه فرهنگي به نتيجه اي
معكوس رسيده است و نيز در جنبه استقلال اقتصادي از وجه كشاورزي آن كه اصل استقلال هر كشوري

محسوب مي شود. اين شكست دوم معلول شكست اول است. چرا با اينكه نفس انقلاب ما فرهنگي بود ولي در
اين جنبه شكست خورد؟ زيرا مي دانيم كه يكي از علل اوليه رشد اعتياد و بزهكاري و مفاسد اخلاقي و مشاغل كاذب و خلاف شرب و خلاف مصالح انقلاب همين مسئله مهاجرت حيرت آور و

ميليوني روستائيان به شهرها بوده است. و همين امر از علل درجه اول رشد بي هويتي و لامذهبي بوده است و شهرهاي بزرگ ما نيز متقابلا از اين مهاجرتها دچار خسارتهاي عظيم فرهنگي و اخلاقي و بهداشتي و متعاقباً اقتصادي شده اند.
چرا در حاليكه تكنولوژي پيشرفته و رفاه مدرن و بهداشت و درمان و آموزش تا اعماق كوره دهات رسوخ
نمود ولي به جاي اينكه روستائيان را در زادگاه خود اميدوار سازد و نگه دارد آنها را به نفرت از وطن رسانيد
و از روستاها فراري داد و به شهرها كوچاند و مجال و امكان سير طبيعي انتقال از سنت به مدرنيته را از آنها
گرفت و همه را ديوانه و مفتون ساخت؟ اين فاجعه دلايل بسيار دارد ولي به نظر ما دليل درجه يك آن چيزي جز حضور دكل هاي تلويزيون بر قلل كوهها نيست. ما اين واقعيت را به عينه مشاهده كرده ايم. زيرا اولين چيزي كه به روستاها رفت تلويزيون بود كه خيلي زودتر از تلفن و مدرسه و اداره بهداشت و حمام و لوله كشي آب همچون طاعوني بر سر روستائيان فرود آمد و همه را از خود بيگانه و ديوانه ساخت و فراري داد.
يك روستائي هنگاميكه در مقابل تلويزيون نشست براي اولين بار خود را بدبخت ترين انسان جهان يافت زيرا
او نمي دانست كه در تلويزيون فقط سيماي خوشبختي تئاتري شهرها به نمايش درمي آيد. او نمي دانست در پس پرده اين نمايش، چه جهنمي برپاست. او آنگاه به اين واقعيت پي برد كه ديگر راه برگشتت نداشت. درست مثل شهرياني كه به فرنگ مي روند. آنانكه تلويزيون را سنگ زير بناي پيشرفت مي دا نستند اين تراژدي را پديد آوردند. هنوز هم بسيارند روستاهائي كه مدرسه ندارند، پزشك ندارند، آب بهداشتتي ندارند، مجاري فاضلاب ندارند، حمام ندارند ولي تلويزيون و ماهواره دارند. در اين روستاها هر كسي هم كه باقي مانده است يا مفلوج است و يا افسرده و معتاد و رواني شده است. پسران به شهرها رفته و دختران مانده و مبدل به همسران دوم و سوم پيرمردها مي شوند. و بسياري خودكشي مي كنند. بسياري از روستا مي گريزند و در شهرها به فحشاء و اعتياد كشيده مي شوند. براستي اين دكل ها چه مي كنند؟ روستائيان را به شهرها و شهرستاني ها را به مراكز استان و سپس به پايتخت و از آنجا به فرنگ مي فرستند. و اين سلسله مراتب هبوط از بهشت و سقوط در جهنم است: جهنمي كه از راه دور عين بهشت مي ماند. گوئي رسالت تلويزيون بهشت جلوه دادن جهنم است. شايد گفته شود كه اين راه اجتناب ناپذير است كه دير يا زود دارد ولي سوخت و سوز ندارد. بنظر ما اصلا چنين نيست زيرا چنين فاجعه اي در كشورهاي پيشرفته صنعتي كه اين روند را بطور طبيعي طي كردند رخ نداده است. متاسفانه چنين مي انديشيم كه با وارد كردن تكنولوژيهاي جديد به كشور و اسلاميزه كردن و كلاه شرعي بر سر آن نهادن مي توان آنرا مهار نمود و بدرستي بكار گرفت.
روزي از پيرزن سيّدي كه عمامه سبز نيز بر سر داشت و پاي فيلمهاي مستهجن نشسته بود پرسيدم: مادر آيا
اشكال شرعي ندارد؟ با قاطعيت تمام گفت: خير! ما از آقا سوال كرديم گفت ثواب هم دارد چون مانع غيبت
كردن مي شود. جالب اينكه اين پيرزن در طويله خود با گاوش زندگي مي كرد و تلويزيون هم داشت ولي
بخاري نداشت و با بچه هايش مي لرزيد. براستي آيا چه كسي مسئول اين فاجعه ملي است؟
من كه خود هرگز كمترين پست و منصبي نداشته ام در قبال اين فاجعه احساس جنايت مي كنم و خود را به
عنوان يك شهروند متمدن مقصر مي يابم. شما چطور؟
دائرةالمعارف عرفاني جلد ۵ ص ۲۲۶





ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۲۲ مرداد ۱۳۹۶ ] [ ۰۴:۰۳:۰۴ ] [ رضا ]

كتاب هاي توصيه شده توسط استاد به ترتيب زير:

 

 دانلود- دائرة المعارف عرفاني (6 جلد)

 

  دانلود- آخر الزمان شناسي‌ عرفاني (رساله نجات) 1388 (Theosophy of Apocalypse)

 

دانلود- چه بايد كرد (دستور العملي در آداب بهزيستي و هدايت آخر الزمان) 1379

 

 دانلود- در جستجوي عقل-در جستجوي معنا- از آثار منتشر نشده استاد علي اكبر خانجاني 1394 (The concept of conception

)

 دانلود- آخرالزمان خانواده(تمدن بچه ننه) 1394 (The apocalypse of family)

 

دانلود- فرياد زن (خود شناسي‌ زن آخر الزمان) 1392 (Womanly self-knowledg)

 

 دانلود- ذكر(روش شناسي‌ قرآن در خلق جديد انسان) 1392 (Eternal Now)

 

 دانلود- مباني عرفان عملي‌ 1392 (Principles of practical Theosophy)

 

 دانلود- راز دهر 1392 (Secret of the time)

 

دانلود- قيامت نامه(اسرار واژگون سالاري بشر) 1392 (The secrets of human reversality)

 

دانلود- ارض ملكوت و فرج امام زمان(عج) 1394 (Earthy paradise)

 

 دانلود- علم رحمت مطلقه-خلقت رحماني و خلقت رجماني 1394 (The absolute mereifulseience)

 

 دانلود- اسرار صلوة (فلسفه نيايش) 1387

 

دانلود- زندگي ماوراء طبيعي من- نظري بر اسفار سبعه زندگانيم-جديد 1393

 

دانلود كتابهاي فوق در يك فايل زيپ

 

 




ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۲۲ مرداد ۱۳۹۶ ] [ ۰۴:۰۳:۰۳ ] [ رضا ]


برزخ بايستي

از بايستي تا هستي
آدمي با هستي خود زندگي نمي كند بلكه با تصوّر و آرماني زندگي مي كند كه يك «بايستي» است. او هستي
را در ذهن خود تبديل نموده و تمام تلاشش اينست كه اين بايستي را واقعيّت بخشد. كلّ تاريخ بشري تلاشي جز اين نبوده است و جهاني كه امروزه پيش روي داريم محصول اين تلاش است كه يك برزخ مي باشد چيزي بين هستي و نيستي. به همين دليل اكثر انسانها با مرگشان بر جهان برزخ وارد مي شوند. اينگونه است كه هرچه كه متمدّن تر مي شويم، وحشي تر مي شويم، هرچه مرفّه تر مي شويم، بيشتر عذاب مي كشيم، هرچه
بهداشتي تر مي شويم، رنجورتريم هرچه بيمه تر مي شو يم بر بيم ما افزوده مي شود و هر چه شرايط خوشبختي فراهم تر مي گردد، بدبخت تريم و هرچه بيشتر خودمان را اثبات مي كنيم بيشتر باطل مي شويم.
اين همان بودِ نبود است و هستيِ بايستي. آدمي تا از آرزوهايش دست نكشد به آن نميرسد. بايستي همان نيستي انسان است و قلمرو هلاكت. اگر آدمي از بايستي هاي خود دست بكشد، به هستي جاويد نقد دست مي يابد و حق جاودانه و آرماني خود را در آنچه كه هست مي يابد و بايستي اش در هستي وجود آشكار مي آيد. بين انسان و هستي اش همانا بايستي حائل است. آرمان آدمي نقد است ولي انسان نسيه پرست است زيرا دچار نسيان نسبت به هستي واقع مي باشد و لذا خدا را هم در پشت آسمان مي خواند و نه در هستي نقد. اين انكار انسان با هستي همان كفر و جنگ او با خداست. كل راه دين و تعالي بشر همانا رسيدن به بايستي در واقعيّت نقد هستي است.
دائرةالمعارف عرفاني جلد ۴ ص ۱۲۷




ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۲۲ مرداد ۱۳۹۶ ] [ ۰۴:۰۳:۰۲ ] [ رضا ]


مصاحبه اي با يك لاابالي

از آدم لاابالي پرسيدم : چرا اينقدر لاابالي و بي نظم و
 برنامه هستي و گند، همه اطرافت را گرفته است ؟

گفت : اراده ام در دست خداست و من جز تحت امر او عمل نمي كنم .

گفتم : از كجا معلوم كه در دست شيطان نيست !
گفت : من اهل دل هستم و از دلم پيروي مي كنم و دل هم خانه خداست .

گفتم : دل مؤمن، خانه خداست و دل كافر، خانه شياطين است .
 از زندگي هركسي مي توان فهميد كه دلش خانه كيست .

گفت : زندگي من خيلي هم خوبست .

گفتم : پس چرا به عالم و آدم فحش مي دهي و لحظه اي قرار نداري ؟

گفت : زيرا همه دزد و دروغگو و رياكارند .

گفتم : آيا خداي دل تو حريف آنها نمي شود تا تو را از
 شرّشان نجات دهد و آرامش بخشد ؟

گفت : اينها همه امتحان صبر است .
گفتم : ولي تو كه اندك صبر و قراري نداري .

گفت :آقاجان ولم كن اصلاً من خود شيطان هستم .

گفتم : شيطان نيستي ولي تحت فرمان اوئي وگرنه به خودت
 رحم مي كردي . و شيطان دشمن انسان است وانسان را
 به لاابالي گري مي كشاند .

گفت : جناب مولوي فرموده است كه : جناب حضرت حق لاابالي است !

گفتم : مگر تو جناب حضرت حق هستي ؟ جناب حضرت حق 
از چشم احمق ، لاابالي مي نمايد . بعلاوه مي بينم كه دعوي
 خدائي داري اينطور نيست ؟

گفت : خودشناسي همان خداشناسي است .
 گفتم : تو متأسفانه « شناسي » را حذف كرده اي و لذا خود را
 خدا پنداشته اي . خدا كلّ كائنات را اداره مي كند و تو از پس
 خودت برنمي آئي .
كمي به من نگاه كرد و سرش را پائين انداخت . و سپس سرش را
 بلند كرد و گفت : من حريف زبان تو نميشوم.

از كتاب " دايره المعارف عرفاني " استاد علي اكبر خانجاني جلد چهارم  ص 202




ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۲۲ مرداد ۱۳۹۶ ] [ ۰۴:۰۳:۰۱ ] [ رضا ]


تلخ ترين حقيقت (فلسفه حق)

« حقيقت تلخ است » : اين يك حكمت جھاني است ولي حكمتي وارونه و بلكه ابليسي است و درستش

اينست: حقيقت از راه دور تلخ مي نمايد ! زيرا ھمه بدبختي ھا و تجربيات تلخ و ھلاك كنندۀ زندگي انسان

محصول گريز انسان از حقيقت ھر امري است. آنچه كه ھر چيزي را نھايتاً تبديل به حقيقتي تلخ و كشنده

مي كند نزول ناگھاني حقيقتي در حين گريز ما از آن حقيقت است در حاليكه مي خواستيم آن حقيقت را

كتمان نموده و بلكه در نزد خود وارونه سازيم. در واقع آنچه كه تلخ است نه حقيقت بلكه وارونگي حقيقت

در نظر ماست و يا وارونگي ما در مقابل حقيقت. يعني حق ستيزي !

حق در ذائقه كسي كه با آن در جنگ است تلخ مي آيد و اين نيز حق است. و اما از ميان ھمه حقيقت

ھائي كه شبانه روز از روبرو شدن با آن مي گريزيم حقيقت عشق و محبت و دوستي است كه در نزد

انسان حق گريز به مثابه تلخ ترين حقايق است. يعني روبرو شدن با واقعه اي كه از بطن معشوق و يا

كسي كه دوستش مي داشته ايم، بناگاه يك ديو آشكار شود. حال آنكه بارھا و بارھا قبل از قيامت

عشق، ما شاخھاي اين ديو را ديده و به روي خود نياورده و بلكه آنرا تلطيف و وارونه كرده و نشانه عشق

تفسير نموده ايم و علناً و آگاھانه خود را فريب داده ايم تا اينكه بالاخره حق آن عشق وارونه و دروغين بر

سرمان فرود آمده و سيماي ديوي را كه عشق ناميده بوديم برما عيان مي سازد. اين عاقبت دوست

داشتن كسي است كه داراي حق دوست داشته شدن نيست. و عاقبت توقع دوست داشته شدن و نه

دوست داشتن . اگر قرار باشد معشوق ھم عاشق را دوست بدارد اين ديگر عشق نيست . حق عشق

بشري در يكطرفه بودن آن است و تلخي اش نيز.


از كتاب " دايره المعارف عرفاني " استاد علي اكبر خانجاني جلد سوم ص 113


ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۲۲ مرداد ۱۳۹۶ ] [ ۰۳:۵۷:۴۵ ] [ رضا ]
[ ۱ ][ ۲ ][ ۳ ][ ۴ ][ ۵ ][ ۶ ][ ۷ ][ ۸ ][ ۹ ][ ۱۰ ][ ۱۱ ][ ۱۲ ][ ۱۳ ][ ۱۴ ][ ۱۵ ][ ۱۶ ][ ۱۷ ][ ۱۸ ][ ۱۹ ][ ۲۰ ][ ۲۱ ][ ۲۲ ][ ۲۳ ][ ۲۴ ][ ۲۵ ][ ۲۶ ][ ۲۷ ][ ۲۸ ][ ۲۹ ][ ۳۰ ][ ۳۱ ][ ۳۲ ][ ۳۳ ][ ۳۴ ][ ۳۵ ][ ۳۶ ][ ۳۷ ][ ۳۸ ][ ۳۹ ][ ۴۰ ][ ۴۱ ][ ۴۲ ][ ۴۳ ][ ۴۴ ][ ۴۵ ][ ۴۶ ][ ۴۷ ][ ۴۸ ][ ۴۹ ][ ۵۰ ][ ۵۱ ][ ۵۲ ][ ۵۳ ][ ۵۴ ][ ۵۵ ][ ۵۶ ][ ۵۷ ][ ۵۸ ][ ۵۹ ][ ۶۰ ][ ۶۱ ][ ۶۲ ][ ۶۳ ][ ۶۴ ][ ۶۵ ][ ۶۶ ][ ۶۷ ][ ۶۸ ][ ۶۹ ][ ۷۰ ][ ۷۱ ][ ۷۲ ][ ۷۳ ][ ۷۴ ][ ۷۵ ][ ۷۶ ][ ۷۷ ][ ۷۸ ][ ۷۹ ][ ۸۰ ][ ۸۱ ][ ۸۲ ][ ۸۳ ][ ۸۴ ][ ۸۵ ][ ۸۶ ][ ۸۷ ][ ۸۸ ][ ۸۹ ][ ۹۰ ][ ۹۱ ][ ۹۲ ][ ۹۳ ][ ۹۴ ][ ۹۵ ][ ۹۶ ][ ۹۷ ][ ۹۸ ][ ۹۹ ][ ۱۰۰ ][ ۱۰۱ ]
.: Weblog Themes By jahanblog :.

درباره وبلاگ

كتاب ها،مقالات و سخنراني هاي استاد علي اكبر خانجاني در باره همه مسائل انساني
پنل کاربری
نام کاربری :
پسورد :
لینک های تبادلی
فاقد لینک
تبادل لینک اتوماتیک
لینک :
خبرنامه
عضویت   لغو عضویت
امکانات وب