بي همتا
 
نويسندگان
لینک دوستان
لينكي ثبت نشده است
عضویت
نام کاربری :
پسورد :
تکرار پسورد:
ایمیل :
نام اصلی :
آمار
امروز : 41
دیروز : 61
افراد آنلاین : 1
همه : 7422
پيوندهای روزانه
لينكي ثبت نشده است
چت باکس

آيا راه نجاتي هست؟

«صدق ، سفينه نجات است. » علي(ع)

وقتي امروزه شبانه روز مواجه با امراض و بدبختي ھا و بن بست ھاي نو به نو و پيچيده تر ھستيم

چنان دچار يأس مي شويم كه مي گوئيم : يا علي غرقش كن ما ھم روش!

اين احساس حاكم بر اكثريت مردم اين دوران در سراسر جھان است . و تازه اين وضع عاقلان است

جداي گروه گروه مردمي كه در انواع جنونھا و اعتيادھا و روانگردانھا غرق و نابود مي شوند .

مي دانيم كه يأس ھمان ايده ابليس است و ابليس به لحاظ لغت نيز از مصدر « بلس »

به معناي يأس مي باشد و در دوزخ ھمه مأيوسانند .

وقتي كه دردھا و بدبختي ھاي فراينده و لاعلاج را مي شكافيم مي گويند كه : چكار مي شود كرد

ھيچ !

اينان به لحاظي راست مي گويند زيرا بواسطه امكانات و فنون و علوم دوزخي نميتوان از دوزخ رھيد

و براستي كه به دوزخ و ھر آنچه كه در آن است و ھمه كسانيكه در آن زندگي ميكنند ھيچ اميدي

نيست .

ولي ما به تجربه ادعا مي كنيم كه راه نجات ھست آنھم معجزه آسا . و امّا اين معجزه نه از آسمان و

در وادي ورد و جادو بلكه در نفس خود شماست و آن چيزي جز « صدق »نيست . صدق به معناي

تصديق و تأييد بي چون و چراي اين حقايقي كه به عينه مي بينيد و جاي ھيچ ترديدي نيست . نجات

الھي از بطن اين اعتراف و تصديق رخ مينمايد درست از آن سمتي كه گمانش را نداريد . از فرط يأس

، انكار مكنيد !

ما به تجربه به اين باور رسيده ايم كه براستي صدق سفينه نجات و صراط المستقيم ھدايت و رشته

رحمت و كرامت حق است .

پس بيائيد و ھر آنچه را كه بعنوان واقعيتھاي محسوس و عيني در اين نشريه مي خوانيد در دلتان

تصديق كنيد ھمين و بس. و ما به شما قول مي دھيم كه با اين تصديق نجات الھي فرا مي رسد .

صدق يعني تصديق واقعيت !

اين را بدانيد كه از جمله مھمترين عاملي كه مانع تصديق شماست وسوسه ھاي مأيوس كننده

ابليس است كه بشما مي گويد : درست است ولي چكارش مي شود كرد ، ھمه ھستند شما ھم

بمانيد بالاخره يك طوري مي شود و.... .

اين نجوا را لعنت كنيد كه نجواي ابليس است و راز بقاي شما در دوزخ عذابھاست . به رحمت و

شفاعت و معجزه خدا اميدوار باشيد . ما ھم اگر اميدي نمي داشتيم اين نشريه را بر پا نميكرديم تا

بر داغ و زخم مردم نمك بپاشيم . آنچه كه تصديق نشود مخفي مي گردد و لاعلاج مي شود چون

سرنخ ھا را از بين مي برد .

از كتاب " دايره المعارف عرفاني " استاد علي اكبر خانجاني جلد اول ص 91



ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۸ آبان ۱۳۹۶ ] [ ۰۳:۴۰:۵۳ ] [ رضا ]

پول و صداقت

آنچه كه موجب دروغگوئي و رياكاري و مكر بشر است تلاش براي پنھان داشتن اميال و افكار و اعمال

زشت است . و ھمه زشتي ھاي بشر برخاسته از دنيا پرستي و بولھوسي ھاي اوست و كل دنياي

بشري در پديده اي بنام پول متمركز و فشرده شده است و لذا پول پرستي حرف اول و آخر كفر و

ماديگري و تباھي بشر است و علت ھمه رياكايھاي اوست . و اينست كه انسان پول پرست نميتواند

در روابطش با ديگران صادق باشد زيرا روح و ادعاي انساني او در عاطفه و عشق و عقل و دين مانع

بروز پول پرستي صادقانه است . و اگر كسي بخواھد پول پرستي اش را در روابط آشكارسازد تك و

مطرود عالميان مي شود .

پس اينكه كافران ادعاي صدق دارند و مؤمنان را رياكار مي دانند تھمت خلاف واقع است . زيرا فقط

خداپرستان و اھل تقوي مي توانند در روابطشان صادق باشند زيرا خداپرستي و حق دوستي موجب

افتخار است و اين پول پرستي و بولھوسي و خود خواھي است كه موجب ننگ و نفرت ميشود و لذا

باعث رياكاري است. علي (ع) مي فرمايد: « من پيشواي مؤمنانم و پول ھم پيشواي كافران است ».

در تعريف اسلامي مؤمن كسي است كه تحت اطاعت امام ھدايت است و امام ھدايت كسي است

كه خدا را در دلش مي پرستد و لذا مؤمنانش را از اسارت پول نجات مي بخشد و اصولاً رستگاري

چيزي جز رستن از اسارت پول نيست زيرا پول پرست مجبور است كه شبانه روز ريا كند و دروغ بگويد

حتّي به خودش. زيرا انسان پول پرست حتّي از خودش شرم مي كند با خود صادق باشد .

پس رياكاري علّتي جز پول پرستي ندارد. پول پرستي علّت خود فريبي است .


از كتاب " دايره المعارف عرفاني " استاد علي اكبر خانجاني جلد اول ص 97



ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۷ آبان ۱۳۹۶ ] [ ۰۳:۴۲:۴۲ ] [ رضا ]

راز بيقراري كودكان

قرارگاه وجودي كودك تا قبل از سنّ بلوغ جايي جز رابطه والدين نيست . كودك نه فقط به لحاظ

جسماني مخلوق اين رابطه است بلكه به لحاظ رواني ھم مخلوق و موجود در اين رابطه است. آنگاه

كه رابطه اي بين زن و شوھر بنا شد و آن رابطه سراسر انكار و جدال و عداوت باشد در اين صورت

كودك در آتش است و بيقرار است كه بايد زنجيرش نمود به تلويزيون و رايانه و اسباب بازيھا و قاقالي

لي و مھد كودك و... و اگر نشد به قرصھاي آرام بخش و روان گردان.

امروزه اين بيقراري و آتش درون كودك حتّي تفسير بر نبوغ و انرژي خارق العاده وجودش ميشود كه

البته آنھم از عظمت والدين است.

اينان براستي يتيم و بي پدر و مادرند و اي كاش ھمين پدر و مادر جعلي را ھم نداشتند تا كسي به

دادشان مي رسيد و آنھا را در پناه محبّت خود مي گرفت. اين كودكان چون به سنّ بلوغ برسند انتقام

الھي خود را از والدين مي ستانند. اين كودكان قربانيان زن ذليلي پدران و زن سالاري مادران خود

ھستند يعني قرباني ديوي كه « برابري » ناميده مي شود.

جسم كودك مخلوق لحظه اي ھماغوشي والدين است ولي روح او مخلوق عاطفه و محبّت و رابطه

قلبي و صداقت و ھمدلي والدين است . و اگر بچّه ھاي مدرن ھرگز رشد نمي كنند و تا چھل سالگي

ھم محتاج قيّم ھستند بدين دليل است كه ھرگز داراي روح و اراده و انتخاب نشده اند و امكان خلق

روحي و معنوي نيافته اند و لذا يك جانور ناقص الخلقه باقي مي مانند ، يك انسان بيروح. اين غول

بچّه ھاي عصر جديد ، محصول رابطه بين والدين خود ھستند و لذا بزرگترين مشكلشان ناتواني در

برقراري رابطه با ديگران است و لذا براي ارضاي اين نياز روحي خود مجبورند روي به مخدّرات و

داروھاي روان گردان كنند. اعتياد در ميان نوجوانان محصول عدم رابطه سالم و صادقانه بين والدين

است. اعتياد بچّه ھا محصول برابري زن و مرد است.

از كتاب " دايره المعارف عرفاني " استاد علي اكبر خانجاني جلد اول ص 85


ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۶ آبان ۱۳۹۶ ] [ ۰۳:۴۲:۲۶ ] [ رضا ]
تربيت يا ناز
زندگي كردن يا راه و روش تربيت كردن و تربيت شدن است و يا ناز كردن و ناز كشيدن . ھمانطور كه
تربيت شدن و تربيت كردن دو روي يك سكه است ناز كردن و ناز كشيدن ھم چنين است .
تربيت عرصه نبرد بر عليه منيّت است و ناز ھم عرصه منّت .از ھر دو سو . آنكه منّت مي كشد منت
نيز مي نھد و آنكه منيّت را در خود مي شكند در ديگري ھم مي شكند .
« من »ھستي مفروض است آنقدر بايد بكشند تا ذات فرض آن آشكارشود كه خداست. لذا ناز كردن
و ناز كشيدن يعني منّت كشيدن و منّت نھادن جنگ با ھستي و خداست و تماماً قلمرو سوء تفاھم و
ظلمت است تا سر حد جنون. زيرا من پرستي و پروارساختن من ھمانا پرستش امري مفروض و
قرضي و نذري است و لذا امري ربائي و جھانخوار و ادمخوار است .
« من »عدم است كه بواسطه شكستن لا متناھي لايق وجود و وجود پذيري مي شود و من حقيقي
مي گردد و موجود .
ناز يعني پرستش چيزي كه قرار است باشد ولي ھنوز نيست . و لذا ناز داراي ذاتي اضدادي است و
ھم مفاھيم و احساسات حاصل از آن متناقض و جنون ميباشد كه در يكسويش عشق است و سوي
ديگرش نفرت .
و اين ماجرا به ماليخوليا مي انجامد .

از كتاب " دايره المعارف عرفاني " استاد علي اكبر خانجاني جلد اول ص 99


ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ آبان ۱۳۹۶ ] [ ۰۳:۳۴:۲۱ ] [ رضا ]
طلاق : بهترين يا بدترين اقدام ؟
طلاق اگر به نيّت نجات دين و عصمت و اعتلاي شرف و معرفت باشد بھترين و نجات بخش ترين اقدام
زندگي فرد است . ولي اگر براي بولھوسي و اشاعه ھرزه گي باشد تباه كننده ترين واقعه د ر زندگي
محسوب مي شود . و ھر طلاقي بر يكي از اين دو اساس رخ مي دھد .و نيز در ھر طلاقي آن طرفي
كه طلاق مي خواھد و بر آن اصرار مي ورزد مسئوليت واقعه راخواه ناخواه بر دوش ميگيرد . لذا ھر
فردي در واقعه طلاق يا براستي خوشبخت و سعادتمند در دو دنيا مي گردد و يا تباه شده ودر غايت
شقاوت ساقط مي شود .
طبق آمار و روان شناسي طلاق در اكثريت قريب به اتفاق موارد زنان خواھان و باعث طلاق مي
باشند زيرا غريزتاً مرد در مقام عاشق و دلداده و مسئول زندگيست و بندرت خواھان طلاق است مگر
اينكه براي نجات عصمت و شرف و احياي دين باشد . و چون زن اصولاً در مقام محبوب قرار دارد طرح
طلاق ھمواره بعنوان يك ناز و باج گيري و تھديد مورد استفاده است و چه بسا در يكي از اين نازھا و
تھديدھا براستي طلاق رخ مي دھد و زن تا به آخر عمرش توان باور اين واقعه را ندارد و بوضوح مي
بيند كه بعنوان عذاب نازش مبتلا به اين واقعه شده است .
در اكثريت قريب به اتفاق طلاق ھا ، اصولاً زن بازنده است زيرا يك زن مطلقه آن گوھرۀ محبوبيت را
ذاتاً از دست مي دھد و از چشم ھا و دل ھا مي افتد و اين راز بدبختي زن است زيرا تمام احساس
وجود زن در محبوبيت او در دل يك مرد نھفته است و زن مطلقه اصولاً اين احساس را از دست مي
دھد مگر اينكه براستي براي نجات عصمت خود طلاق گرفته باشد كه امري بسيار نادر است .
ھر طلاقي براي ھر يك از طرفين يا براي نجات دين و عصمت و شرف فطري است و يا براي رھائي از
آن و توسعه ھرزه گي . و از اين دو حالت خارج نيست . لذا طلاق يا بھترين واقعه و اقدام درزندگي
است و يا بدترين آن . يا سعادت بخش است و يا ويرانگر و تباه كننده .
از كتاب " دايره المعارف عرفاني " استاد علي اكبر خانجاني جلد اول ص 56

ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۴ آبان ۱۳۹۶ ] [ ۰۲:۲۰:۳۲ ] [ رضا ]

اخطار ! جنون كامپيوتري


امروزه با اندك دقّتي بوضوح شاھد پيدايش نسلي ھستيم كه اسوه كبر و غرور و ادعاھائي تو خالي

ھستند و در عين حال دچار نوعي از خود - بيگانگي و خود –شيفتگي بيمار گونه توأم با بيقراري و كلافگي

و افسار گسيختگي بيمار و جنون آميز ھستند و خود را علّامه دھر و نابغه اي منحصر بفرد مي پندارند و

جز خود ھيچكسي را قبول ندارند . اينان را بايستي مبتلا به جنون كامپيوتري دانست كه اعتيادشان به

كامپيوتر بسيار شديدتر از مواد مخدر است و مي دانيم كه بتازگي در برخي از كشورھاي جھان مراكز ترك

اعتياد و باز پروري رواني اين نوع معتادان و بيماران رواني گشايش يافته كه مراجعين به اين مراكز به صف

ايستاده اند . وبسياري ھم تاكنون در جريان ترك ، خودكشي كرده اند . ديگر از ويژگيھاي اين نسل جديد

بدبيني و وسواس فزاينده نسبت به سائر انسانھاست و ھمه را مولّد ويروس كامپيوتري مي پندارند .

بنظر مي رسد كه كامپيوتر مولّد ويروسي بسيار مھلكتر از ويروسھاي مشھور است كه برنامه ھا را بھم

مي ريزد و حافظه كامپيوتر راپاك مي كند . وعجيب اينكه ديگر از ويژگي ھاي اين معتادان نسيان فزاينده

است كه در مراحل اوليه بصورت بد قوليھا خود نمائي مي كند و لذا آنھا را بسرعت به انزوا مي كشاند كه

ھمين انزوا موجب ابتلاي بيش از پيش به كامپيوتر مي شود .

علاوه بر اين رشد فزاينده انواع بزھكاري و دروغگوئي ھاي رسوا مي باشد . گوئي كامپيوتر مولد

شيطاني است كه در كاربرھا رسوخ كرده است و براستي شعور و وجدان و اراده را از آنان پاك مي نمايد

و حافظه شان را نيز مختل مي كند . و حتي بتدريج در آنان پس از يك مرحله انحراف جنسي ، مولّد عقيم

شده گي جنسي است ھم به لحاظ ھورموني و ھم رواني .

ھمه كساني كه شاھد چنين مبتلاياني ھستند اين ويژگيھاي شيطاني و جنوني را بوضوح مي بينند و

غافل ازاينكه اين بيماري نابود كننده روح انسان از پيشرفته ترين تكنولوژي بشر مدرن مي باشد و لذا

كسي شھامت چنين ادعا و اعتراضي را ندارد زيرا متھم به ارتجاع و عقب مانده گي ميشود . ولي از آنجا

كه ما پي ھمه اين اتھامات و بدتر از اينھا را به جان و تن خود ماليده ايم به ھمه بخصوص جوانان اخطار

مي دھيم كه شعور و وجدان و اراده و حافظه و نھايتاً جان شما در خطر است . از اين دجّال عصر جديد

بترسيد و اين امر را جدّي بگيريد و به وجود خود رحم كنيد . ما نيز براستي از فرط ناچاري و بي چادري به

قصد پيام رساني و انجام وظيفه ديني و انساني خود با كمال اكراه و انزجار از اين رسانه استفاده مي

كنيم كه آنھم در سطح بسيار ابتدائي است .

مراقب سرقت روح خود باشيد تا بواسطه اين گوساله سامري بلعيده نشود .

والدين عزيز اين ديو روح خوار را در خانه خود به زنجير كشيد و آنرا اسباب بازي بچه ھاي خود مسازيد.


از كتاب " دايره المعارف عرفاني " استاد علي اكبر خانجاني جلد پنجم ص 226


ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۳ آبان ۱۳۹۶ ] [ ۰۳:۴۳:۱۳ ] [ رضا ]
واي به ايثار زنانه
ھمانطور كه مكرراً نشان داده ايم دعوي ايثار از جانب آدمي يكي از ابليسي ترين و ناحق ترين ادعاھا
و احساسات است . مخلوق ناتوان و ميرائي چون آدم را چكار به ادعاي ايثار . ايثارگر فقط خداست
و آدمي فقط مي تواند از نداشتن ھا و عذابھا و ماست ريخته شده اش ايثار نمايد ! ھمه عداوتھا و كينه
ھاي تراژيك بشر محصول چنين ادعا و احساس ماليخوليائي است .
و امّا ايثار زنان ماليخوليائي برتر و دگر است . زن كه در قبال عشق مرد احساس خدائي و بي نيازي
دارد و لذا كارخانه بي انتھاي ناز است و پرستش خود بواسطه مرد را وظيفه مرد ميداند اگر بخواھد
ايثارگر ھم بشود آنگاه يك ديوانه افسار گسيخته مي شود . اكثريت زنان حتّي تمكين جنسي در قبال
شوھر را از ايثار خود مي دانند و اين علت العلل طبع روسپي گري زن است كه به تن فروشي مي
رسد .
و امّا يك ايثار نويني كه زن مدرن بدامش افتاده و زندگيش را تباه ساخته ، درآمد زائي و اشتغال اوست
كه به معناي ايثار اقتصادي است . لذا اكثر زنان شاغل علناً زن سالاراني ظالم ھستند كه يا مرد را به
برده گي مي كشند و يا فراري اش مي دھند و يا به طلاق غير رسمي مي انجامد.
اصولاً زن در ھر عمل و وظيفه اي احساس ايثار دارد و اين ھمان نكته گمراه كننده اي است كه چنين
پندار وارونه اي را پديد آورده كه زن اھل عشق است و مرد ھم اھل عقل . در واقع اين مقام را زنان به
خودشان داده اند . ورنه ھر مردي مي داند كه تنھا چيزي كه در اكثريت زنان مطلقاً وجود ندارندعشق
است . زن فقط عاشق بر عشق مرد نسبت به خويشتن است كه ھمان عطش مرد خواري و سلطه
است . درست به ھمين دليل زناني كه دچار چنين ادعا و احساسي ھستند به ناگاه سيمائي بس
ستمگر و متجاوز و ديوانه اي از خود بروز مي دھند.
زني كه اصولاً براي خود وظيفه اي در قبال مرد قائل باشد زني مؤمنه است و كيمياي دورانھاست.
از كتاب " دايره المعارف عرفاني " استاد علي اكبر خانجاني جلد اول ص 20

ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۲ آبان ۱۳۹۶ ] [ ۰۲:۴۰:۵۵ ] [ رضا ]

عوامل نابودسازي هويت جنسي

ھمانطور كه بارھا نشان داده ايم علّت نابودي ھويت جنسي در عصر جديد ھمان فلسفه برابري زن و

مرد است. اين برابري ھرگز در قلمرو حقوق انساني رخ نداده و بلكه باعث ستم مضاعف و پيچيده

تري براي ھر دو جنس شده و نفع اين دو ستم از آن نظام سرمايه داري جھاني است.

اين برابري فقط در قلمرو صورت و اطوار و رفتار رخ داده است: مردواري زن و زن واري مرد. رياست

طلبي دنيوي زن و ملوسگري و لطافت گرائي مرد . خشونت زن و ظرافت مرد. لباسھاي خشن براي

زن و پوشش لطيف و رنگارنگ براي مرد. آرايشھاي زنانه مرد و آرايشھاي مردانه زن، رقاصي مرد و

جنگجوئي زن و ..... و نھايتاً جراحي پلاستيك براي تغيير صورت عورت.

اين تغيير و تقليد صوري متقابل مطلقاً در صفات نفساني ھيچيك تحولي ايجاد نكرده است وگرنه نياز

به اينھمه داروھاي ھورموني و ژنتيك و جراحي نمي بود. آنچه كه در نفس ھر يك رخ ميدھد يك تضاد

تا سرحد جنون و جنايت است.

و لذا امروزه اكثر شقي ترين جنايات توسط اين نوع زنان و مردان رخ مي دھد.

فلسفه برابري ضد انساني ترين فلسفه كل تاريخ بشر بوده است.

از كتاب " دايره المعارف عرفاني " استاد علي اكبر خانجاني جلد اول ص 60

ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۱ آبان ۱۳۹۶ ] [ ۰۳:۴۲:۳۴ ] [ رضا ]
چرا نسل جديد از ازدواج مي گريزند ؟
عجب است كه ھر دختر يا زني حاضر است مفت و مجاني ھر نوع رابطه اي را با مردان داشته باشد
ولي تا سخن از ازدواج به ميان مي آيد مي گريزد . چرا ؟ گريز مردان نسل جديد از ازدواج لااقل توجيه
اقتصادي دارد ولي توجيه زنان در اين گريز چيست ؟
گريز زنان مدرن از ازدواج در قبال مردي كه آنان را دوست داشته باشد و عاشق باشد دو صد چندان
نيز مي باشد . اين نسل آنھم پس از سپري نمودن دوران جواني تازه بفكر ازدواج ميافتد آنھم فقط با
مردان احمق و بي عاطفه و خر پول و ھرزه . و بدينگونه است كه ھزينه ازدواج و مبلغ مھريه سر به
فلك مي زند كه دال بر فقدان ھر محبّت و عھد و وفا و انسانيّتي ميباشد . اين جماعت چون بخوبي
بر ماھيت و نيّت خود در ازدواج واقف ھستند اين ارقام نجومي را پيشروي مي نھند تا بتوانند بھر
بھانه اي پولي كلان به جيب بزنند و بروند . چه بسا اين جماعت اصلاً به قصد طلاق گرفتن ازدواج مي
كنند و لذا از ھمان آغاز زندگي به جستجوي بھانه طلاق ھستند . ناگفته پيداست كه اين مكتب اصالت
ھرزه گي و بيوفائي و بي عھدي و عدم ھر نوع مسئوليت انساني و اخلاقي ميباشد كه نام مدرنش
« عشق غير متعھد »است و نام قديمي اش ھمان ھرزه گي است و روسپي صفتي . و چون زنان
اينگونه اند، لذا براي مردان ، بھشتي از ھرزه گي و بولھوسي فراھم مي آيد و آنان ھم انگيزه ازدواج
را از دست مي دھند كه ھم توجيه اقتصادي دارد و ھم توجيه نفساني . ولي در اين ميانه فقط زنان
ھستند كه پس از يك دوره كوتاه ھرزه گي بناگاه تمام حيات و ھستي و عزّت انساني خود را از دست
داده اند و حداكثر موفقيت آنان ورود به جماعت زنان صيغه اي است كه روسپي گري شرعي مي
باشد .
از كتاب " دايره المعارف عرفاني " استاد علي اكبر خانجاني جلد اول ص 51

ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۳۰ مهر ۱۳۹۶ ] [ ۰۳:۳۹:۴۸ ] [ رضا ]

الفباي حقوق زن در اسلام

(پاسخ به يك نامه)

س:

آقاي دكتر لطفاً بدون فلسفه بافي به زبان ساده و عاميانه حقوق اقتصادي و اجتماعي زن در

اسلام را بر شمريد به زباني كه ما ھم فھم كنيم. من يك زن خانه دار باسوادسيكل ھستم . ممنونم.

پاسخ :

طبق نص صريح قرآن و حديث و سنت و عترت حقوق ابتدائي زن از اين قرارند: زن حق انتخاب ھمسر

دارد و ھيچ قدرتي نمي تواند او را وادار به ازدواج با مردي كند. زن بدون اينكه عفت و عصمت خود را

به خطر اندازد حق كار و تجارت و امرار معيشت دارد و درآمدش تماماً از آن خود اوست و شوھر حق

تصرف در آن را ندارد. زن اگر عزت و ايمان و عصمت خود را در خطر جدي بيابد حق طلاق دارد و ھيچ

قانوني قادر به ممانعت از اين امر نمي تواند باشد. زن حق دارد از بابت كارھاي خانه و بچه داري از

شوھر خودش طبق عرف اقتصادي، حقوق دريافت كند و اگر نكند گذشت كرده است. زن بايد در

تصميم گيريھاي كلان و كلي زندگي تحت ولايت شوھر باشد. زن بايد در رابطه جنسي، بدون آنكه

عزت و ايمانش مورد تجاوز قرار گيرد تمكين جنسي با شوھر داشته باشد. زن بايد امر عصمت خود را

تحت ولايت شوھر قرار دھد در صورتيكه شوھرش مؤمن باشد. زن حق دارد كه تسليم اعمال و اوامر

ناحق و غير ديني شوھر خود نشود. زن مومنه البته كار در خانه را بر كار بيرون از خانه ترجيح مي

دھد. زن مؤمنه بايستي حقوق خود را طلب كند و تن به خفت ندھد.

زن بايد حقوق اقتصادي خود در خانه را بداند تا خدا را متھم به ستم نسبت بخودش نكند.

زن خردمند ھرگز خود را اسير معيشت و سياست نمي كند و آنرا به شوھر وا مي نھد.

از كتاب " دايره المعارف عرفاني " استاد علي اكبر خانجاني جلد اول ص 64

ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۲۹ مهر ۱۳۹۶ ] [ ۰۳:۴۰:۳۳ ] [ رضا ]
[ ۱ ][ ۲ ][ ۳ ][ ۴ ][ ۵ ][ ۶ ][ ۷ ][ ۸ ][ ۹ ][ ۱۰ ][ ۱۱ ][ ۱۲ ][ ۱۳ ][ ۱۴ ][ ۱۵ ][ ۱۶ ][ ۱۷ ][ ۱۸ ][ ۱۹ ][ ۲۰ ][ ۲۱ ][ ۲۲ ][ ۲۳ ][ ۲۴ ][ ۲۵ ][ ۲۶ ][ ۲۷ ][ ۲۸ ][ ۲۹ ][ ۳۰ ][ ۳۱ ][ ۳۲ ][ ۳۳ ][ ۳۴ ][ ۳۵ ][ ۳۶ ][ ۳۷ ][ ۳۸ ][ ۳۹ ][ ۴۰ ][ ۴۱ ][ ۴۲ ][ ۴۳ ][ ۴۴ ][ ۴۵ ][ ۴۶ ][ ۴۷ ][ ۴۸ ][ ۴۹ ][ ۵۰ ][ ۵۱ ][ ۵۲ ][ ۵۳ ][ ۵۴ ][ ۵۵ ][ ۵۶ ][ ۵۷ ][ ۵۸ ][ ۵۹ ][ ۶۰ ][ ۶۱ ][ ۶۲ ][ ۶۳ ][ ۶۴ ][ ۶۵ ][ ۶۶ ][ ۶۷ ][ ۶۸ ][ ۶۹ ][ ۷۰ ][ ۷۱ ][ ۷۲ ][ ۷۳ ][ ۷۴ ][ ۷۵ ][ ۷۶ ][ ۷۷ ][ ۷۸ ][ ۷۹ ][ ۸۰ ][ ۸۱ ][ ۸۲ ][ ۸۳ ][ ۸۴ ][ ۸۵ ][ ۸۶ ][ ۸۷ ][ ۸۸ ][ ۸۹ ][ ۹۰ ][ ۹۱ ][ ۹۲ ][ ۹۳ ][ ۹۴ ][ ۹۵ ][ ۹۶ ][ ۹۷ ][ ۹۸ ][ ۹۹ ][ ۱۰۰ ][ ۱۰۱ ]
.: Weblog Themes By jahanblog :.

درباره وبلاگ

كتاب ها،مقالات و سخنراني هاي استاد علي اكبر خانجاني در باره همه مسائل انساني
پنل کاربری
نام کاربری :
پسورد :
لینک های تبادلی
فاقد لینک
تبادل لینک اتوماتیک
لینک :
خبرنامه
عضویت   لغو عضویت
امکانات وب