بي همتا
 
نويسندگان
لینک دوستان
لينكي ثبت نشده است
عضویت
نام کاربری :
پسورد :
تکرار پسورد:
ایمیل :
نام اصلی :
آمار
امروز : 78
دیروز : 61
افراد آنلاین : 1
همه : 7459
پيوندهای روزانه
لينكي ثبت نشده است
چت باکس
چند مصاحبۀ عرفاني

*عارفي را پرسيدم : كجائي ؟گفت : در جائي كه ھيچكس نيست حتّي خودم .

*ديوانه ايي را پرسيدم :چرا تورا به دارالمجانين آوردند ؟ گفت :زيرا اينجا مجاني است و من در بيرون از
اينجا جائي نداشتم چون پولي نداشتم .

*از مريدي پرسيدم : چرا از پيرت اطاعت نمي كني ؟ گفت : لزومي ندارد زيرا او از من اطاعت مي كند و
اطاعتش را به پاي من مي نويسد .


*از بچۀ ننه اي پولدار پرسيدم : چرا از مادرت نفرت داري ؟گفت : زيرا او ھرگز اجازه نداد تا بزرگ شوم .

*از يك زن فمينيست (مرد وار)پرسيدم : چرا اينقدر از مردان متنفري ؟ گفت : زيرا ھرگز نتوانستم مرد
شوم.
----------------------------------------------------------------
چند حكايت عرفاني:

« از شماست كه بر شماست » قرآن كريم

*ھيچكس دروغ نمي گويد الاّ به خودش.

*ھيچكس فريب نمي دھد الاّ خودش را .

*ھيچكس ظلم نمي كند الاّ به خودش.

*ھيچكس خد مت نمي كند الاّ به خودش.

*ھيچكس خيانت نمي كند الاّ به خودش.

*ھيچكس ھدايت نمي كند الاّ خودش را .

*ھيچكس گمراه نمي كند الاّ خودش را .

*ھيچكس دوست نمي دارد الاّ خودش را .

*ھيچكس دشمن نمي دارد الاّ خودش را .

*ھيچكس نيست الاّ خودش .

تذكر :ھمۀ سخنان فوق مفاھيمي قرآني ھستند .

------------------------------------------------------------------------
مصاحبه اي با يك ثروتمند:

س:آيا علم بھتر است يا ثروت؟
ج:البته كه ثروت بھتر است زيرا بواسطه آن مي توان علم و علما را ھم خريد .

س:آيا دين بھتر است يا ثروت ؟
ج:البته كه ثروت بھتر است زيرا بواسطه خيرات و مبرات مي توان خدا را ھم خريد .

س:آيا عشق بھتر است يا ثروت ؟
ج:البته كه ثروت بھتر است زيرا بواسطه آن مي توان ھر محبوبي را خريد.

س:آيا خودت بھتري يا ثروت ؟
ج:البته كه ثروت بھتر است زيرا بدون آن خودي ندارم .

--------------------------------------------------
چند مصاحبه خصوصي

*از دانشجويي پرسيدم : چرا با اينھمه ھزينه گزاف دانشجوي دانشگاه آزاد اسلامي شده ايي ؟
گفت :واقعاً به آزاديش مي ارزد : آزادي از دانش،اسلام و مخصوصاً خانواده .

****
از دروغگويي پرسيدم : چرا اينقدردروغ مي گويي ؟
گفت : زيرا ھيچكس باورم نمي كند .
****
از زني پرسيدم : عشق بھتر است يا ثروت ؟
گفت : عشق بھتر است با ثروت .
****
از نو مسلماني پرسيدم : چرا متديّن شده ايي ؟
گفت : زيرا بازار كفرم كساد شده بود .
****
از مؤمني پرسيدم : چرا اينقدر نماز مي خواني ؟
گفت : كار از محكم كاري عيب نمي كند.

از جھودي پرسيدم : بانكداري اسلامي چيست ؟
گفت: جھودي كه مي خواھند بزور مسلمانش كنند .

از كتاب " دايره المعارف عرفاني " استاد علي اكبر خانجاني جلد سوم ص 13-11


ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۸ دى ۱۳۹۶ ] [ ۰۲:۲۲:۱۲ ] [ رضا ]

آيا مي دانيد....


*آيا مي دانيد كه ھيچ چيزي را به يقين نمي دانيد؟

****

*آيا مي دانيد اكثر قريب به اتفاق زناني كه طلاق مي گيرند ھرگز از دست شوھرشان كتك نخورده اند؟

****

*آيا مي دانيد ھمۀ جنايتكاران خود را بيگناه مي دانند ؟

****

*آيا مي دانيد ھمه كساني كه در عذابند در نزد وجدان خود آنرا بر حق مي دانند ؟

****

*آيا مي دانيد كه قيامت در حال بر پا شدن است؟

****

*آيا مي دانيد كه ھمۀ انسانھا از خدا راضي ھستند؟

****

*آيا مي دانيد ھيچ زني بخاطر فقر به تن فروشي نمي پردازد؟

****

*آيا مي دانيد كه ھمه وسواسي ھا آدمھايي بسيار بي نظافت ھستند؟

****

*ايا ميدانيد كه خداوند در آسمان نيست بلكه بر روي زمين است؟

****

*آيا مي دانيد كه ھيچكس بواسطۀ گرسنگي بيمار نمي شود؟

****

*آيا مي دانيد كه ھيچ پزشكي خودش را مداوا نمي كند؟

****

*آيا ميدانيد كه بدون تلويزيون اكثر زناشوئي ھا از ھم مي گسلد؟

****

*آيا مي دانيد كه ماھيت نھائي ھر معنايي كاملاً وارونه است؟

****

*آيا مي دانيد كه عشق حاصل اشدّ ضديت است؟

****

*آيا مي دانيد كه شما بار دوم است كه بدنيا آمده ايد؟

****

*آيا مي دانيد كه اگر به پزشك رجوع نكنيد بيماري شما بتدريج علاج مي شود و ھيچ از عمرتان نمي

كاھد؟

****

*آيا مي دانيد كه روزي خداوند خالق را ديدار خواھيد كرد؟

****

*آيا مي دانيد كه روزي شما ھيچ ربطي به كار كردن شما ندارد ؟

****

*آيا مي دانيد كه كفر ھمان زندگي دل بخواھي است؟

****

*آيا مي دانيد كه بيماري تن موجب سلامتي روان است؟

****

آيا مي دانيد كه« واژه » (كلمه ) به معناي وارونگي است؟

****

*آيا مي دانيد كه « سياست » از ريشه « سيئه » به معناي بدي و شرّ است؟


از كتاب " دايره المعارف عرفاني " استاد علي اكبر خانجاني جلد سوم ص 8



ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۷ دى ۱۳۹۶ ] [ ۰۲:۲۵:۰۰ ] [ رضا ]

چگونه مي توان امام زمان (ع) را شناخت


طبق روايات شيعي برخي از مھمترين علائم حقانيت وجود امام زمان در ظھورش امور ذيل ميباشند:

عبا و عمامه سبز ،مردي ميانسال ، حامل عصا و تابوت حضرت موسي(ع) و ذوالفقار علي(ع) و
كتاب موسوم به « قرآن علي » بھمراه حضرت مسيح (ع) و سيصد و اندي از يارانش. اين عمده علائم ، 
شخصي ايشان است بھمراه برخي از علائم طبيعي و اجتماعي و غيره . ولي مھمترين و تعيين كننده

ترين اينھا علائم شخصي حضرت اوست وگرنه بسياري از علائم طبيعي و بشري ظھور حضرت
مدتھاست كه در سراسر جھان آشكار شده است و مي تواند متعلق به ھر مدعي امامت باشد . و

نيز اين روايت كه در ھنگام ظھورش بر تاق آسمان، حقانيت اين ظھور نوشته مي شود كه به مثابه
شناسنامه اوست . ولي آيا چه كسي و با چه سندي مي تواند علائم شخصي ايشان را تشخيص

دھد كه درست است و جعلي نيست؟ و نيز اينكه امروزه به كمك اشعه ليزر از زمين و يا ماھواره ھا
مي توان در آسمان ھر مسئله اي را بھر زباني نوشت . پس اين علامت ھم قابل سنديت نيست. پس

ملاك تشخيص ايشان از يك دجال چيست؟ آيا براستي ھيچيك از ما شيعيان كه شبانه روز در انتظار

ظھورش ضجه مي زنيم لحظه اي ھم به اين امر انديشيده ايم و يا اينكه تعارف مي كنيم و يا مي
پنداريم كه آن حضرت خودش مي ايد و درب خانه ما را مي زند و ما را نجات مي دھد و گور باباي بقيه

!! بنظر مي رسد اين آخري از سائر دلايل، معنوي تر و قابل اعتماد تر باشد. اينطور نيست؟
امروزه وقتي كه محاكمه سيد علي محمد باب مدعي امام زمان بودن را به ياد ميآوريم كه چگونه در
يك امتحان دستور زبان عربي مردود و محكوم به اعدام شد به حال خودمان خنده مان مي گيرد با

اين علائمي كه در ذھن خودمان براي او قايل ھستيم آنھم در عصري كه مي توان به ياري تكنولوژي
حتي انساني نوراني را سوار بر اسب در آسمان پرواز داد و ھمچون فيلمھاي « جنگ ستارگان » 
شمشيرھاي نوري ساخت و يك مھدي يا مسيح ھزار بار متافيزكي تر از روايات تاريخي تحويل بشريت

داد. طبق اخبارھا و شايعات پراكنده سازمانھاي جاسوسي و اطلاعاتي مشغول طراحي چنين ناجي
ھائي براي بشريت و خاصه مسلمانان ھستند. بنابراين نگران اين داعيان امامت و نائب امامتي كه در
كشورمان مردمان را سركيسه مي كنند نباشيم كه بيش از حد رسوايند بلكه نگران آن امام زماني

باشيم كه در سازمانھاي روشنفكري غرب مشغول طراحي شدن است كه ھمه ويژه گيھاي روايات
مسيحي و شيعي را دارد و بسيار برتر از آن است.
براستي آيا چاره چيست؟

بي ترديد اگر بخواھيم طبق روايات تاريخي و علائم موجود در اين روايات در انتظار ظھور ناجي باشيم
بايستي پيشاپيش خودمان را فريب خورده بدانيم و قطع اميد كنيم. وقتي مشتي شياد كه اكثرشان
بيماران رواني و رسوايند قادر ھستند كه مردمان را بفريبند واي بر آن امام و ناجي كه در سازمان

ناسا توليد شود كه حتي بر پيشاني او ھم نامش بدرخشد.
مسئله اينست و لاغير!
پس بر ھر عاقلي مبرھن است كه امام زمان جز بواسطه ايمان يقيني و معرفت قلبي و عرفان و
عطش جدي براي درك آن حضرت ،قابل تشخيص نيست . يعني جز معرفت نفس ھيچ راھي مطمئن
وجود ندارد.
به ياد آوريم كه در صدر اسلام درباره حقانيت امامت ائمه اطھار(ع) و شناسنامه آنھا كمترين ترديدي
نبود وآنان در تنھائي مطلق و گاه بدون وجود حتي يك مؤمن صديق و عارف، شھيد شدند آنھم بنام
ملحد و مرتد.
آنان ھم آشكارا فرزندان علي(ع) وفاطمه(ع) بودند و ھم به زبان عربي صحبت مي كردند و جملگي
داراي كرامت بودند ولي ھيچ مشكلي از مسلمانان حل نشد وھمانھا آنان راشھيدساختند و نه كفّار.

آنچه امام را تشخيص ميدھد و تصديق مي كند ھيچيك از علائم مذكور نيستند آنھم در دوران ما. ملاك
تشخيص امام، دل عاشق و ذھن عارف و جان ھوشيار ودر انتظار و جستجوگر است. حضرت
مسيح(ع) نيز در مسيحا بودنش به لحاظ نژاد و علائم ھيچ كم نداشت ولي بواسطه روحانيت يھود

محاكمه و مصلوب شد و نه روميان شرابخواره و منكر خداي يگانه. پس بھتر است كه بر خود بترسيم و
نشانه ھاي جھاني و بشري و طبيعي و تاريخي ظھور را درك و تصديق كنيم و خودمان را بواسطه
عرفان نفس و اخلاص در دين براي درك وجود مباركش مھيا سازيم واز آن درياي علائم ضد و نقيض

حاصل از روايات تاريخي نوميد باشيم كه بھترين ملعبه دجّالان مي تواند بود. امام را به قلب و جان و
عرفان مي توان شناخت و نه با چشم و ھوش كتابي و فني و شناسنامه اي . و به ياد داشته باشيم
كه امام زمان شناسنامه ندارد. فقط با تكنولوژي باستان شناسي مي توان درستي شمشير

علي(ع) و تابوت موسي(ع) را در نزد ناجي موعود تشخيص داد . پس غربي ھا زودتر از ما تشخيص
مي دھند . آيا اينطور نيست؟!
از كتاب " دايره المعارف عرفاني " استاد علي اكبر خانجاني جلد دوم ص 198


ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۶ دى ۱۳۹۶ ] [ ۰۳:۱۹:۱۲ ] [ رضا ]

فلسفه مقام خلافت اللّهي انسان

بسياري بر اين باورند كه اگر انسان جانشين خداست پس بايستي ھمه صفات او را ھم داشته باشد

يعني بتواند از عدم بوجود آورد و ھر كاري كه اراده كند انجام دھد . اين تصوّر و احساس كافرانه انسان

نسبت به خود و خداوند است . زيرا انبياء و اولياي الھي در طول تاريخ كه از مظاھر كمال انسان بوده و

بيش از ھر كسي ظرف تحقّق مقام خلافت اللھي انسان بوده اند نه تنھا چنين صفاتي نداشته كه به لحاظ

دنيوي بظاھر ضعيفترين افراد بشري بوده اند ھمانطور كه خداوند ھم در كتابش فرموده كه از

مستضعفترين انسانھا براي خودش خليفه بر مي گزيند و وارث زمين مي كند . درحاليكه اين انسانھا از

مادۀ زمين كمترين چيزي به ارث نمي برند و نمي گذارند .

كل جھان ھستي خليفه خداست . كل كائنات و جھان طبيعت جانشين صفات اوست ولي انسان جانشين

ذات وحداني اوست يعني جانشين خود خود او ھمانگونه كه در عرصه قبل از خلقت جھان بوده است. در

واقع انسان مظھر ھوي اوست و بايستي اين ھو را در خودش جستجو كند و به آن برسد و در آن قرار گيرد

تا ارده خدا دربارۀ انسان تحقق يابد . و اين معنا و مقام در سورۀ توحيد بيان شده است : يگانگي ، بي

نيازي ، بي علت و معلول بودن و بي تائي .

خدا خواھي در خويشتن ھمانا ھو خواھي و بي تائي است نه صفات پرستي . بھمين دليل علي (ع)

پرستش خدا بواسطه صفات را شرك ناميده است .

از كتاب " دايره المعارف عرفاني " استاد علي اكبر خانجاني جلد دوم ص 226


ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ دى ۱۳۹۶ ] [ ۰۳:۱۵:۱۹ ] [ رضا ]

حسد : شعله اي از آتش دوزخ

سرنوشت ھر كسي معلول نگاھي است كه به ديگران دارد . حسد معلول بدخواھي است . بشريت به

تجربه درك كرده كه بخل و حسد براستي از جنس يك آتش نامرئي است كه روح را بلاوقفه مي گدازد و

سياه مي كند و لذا يك عذاب عظيم در وادي كفر و گناه مي باشد . حسد در يك كلمه يعني ميل به

بدبختي ديگران.

آنانكه رحمت خدا و نعماتش را قدر نمي دانند و حقوقش را كه ھمان اطاعت از احكام اوست رعايت نمي

كنند بناگاه دچار قحطي عاطفه و عزّّت و آرامش مي شوند و سپس نسبت به كساني كه اين نعمات را

دارا ھستند به عداوتي جنون آميز مي رسند و در صدد بر مي آيند كه اين نعمات را در ديگران ھم نابود

سازند. و اين جنگ تن به تن با خداست . كسي كه عاشق بدبختي ديگران است طبعاً به آن بدبختي ھا

دچار مي شود . ھمانطور كسي كه عاشق سعادت ديگران است سعادتمند مي شود .

علي (ع) ھمه امراض رواني بشر را حاصل حسد مي داند . حسد دل را سياه مي كند و وجدان را مي

ميراند و عقل را زائل مي كند و لذا صاحبش را به جنون و خود – براندازي مي كشاند . و اينست كه قرآن

مي فرمايد « كافران نسبت بخودشان بخيل ھستند ».در واقع بخل به ديگران منجر به عداوت با خود مي

شود و عذابي بزرگتر از اين نيست . چنين كساني بتدريج پا به ھمه امكانات و شرايط باعزّت زندگي خود

مي زنند و خود را به غايت خفّت و ذلّت مي اندازند و نسبت بكل مردم به كينه اي حيرت آور مي رسند و

چشم ديدن ھيچكس را كه داراي عزّت و آرامش باشد ندارند . آدمي ھر چه را كه براي ديگران بخواھد

براي خودش خواسته است . براي حسد بعنوان يك بيماري رواني ، علاجي نيست چرا كه عذاب الھي

چون فرود آيد شفاعتي ندارد و بايد دورانش بسر آيد و خود حسد در مرحله خود براندازي فرد موجب

ھلاكت نفس اماره و كافرش مي شود . در واقع آتش حسد ، درمان كفر بشر است .

از كتاب " دايره المعارف عرفاني " استاد علي اكبر خانجاني جلد دوم ص231


ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۴ دى ۱۳۹۶ ] [ ۰۳:۱۵:۰۶ ] [ رضا ]
دامهاي شيطان
علي(ع) آرزوھا ر ا دامھاي شيطان مي نامد. آرزوھا به اين دليل دامھاي شيطان ھستند كه موجب نسيان
مي شوند و انسان را از واقعيت آنچه كه ھست بيگانه مي كنند ودر سراب آينده اي كه ھرگز فرا نمي
رسد ديوانه مي سازند. آرزوھاي ما يا ھرگز تحقق نمي يابند كه موجب جنون ابدي ھستند و يا اگر ھم
بظاھر تحقق مي يابند ولي باطناً ھرگز آنچه كه ما در خيال داشتيم نيست و براستي يك دام است كه
ظاھرش آرماني و باطنش جھنمي است. آدمي به ھيچ آرزوي دنيوي نمي رسد الا اينكه آن حس حيات و
ھستي كه بواسطه اش مي بايست از آن آرزو بر خوردار شود ديگر و جود ندارد و در راه رسيدن به آرزو از
دست رفته است.
و بقول معروف جا تر است ولي بچه نيست. پس براستي كه آرزو در ھر دو صورتش فريب شيطاني است
كه كل سرمايه عمر و انرژي انساني و معنويت ما را بغارت مي برد. اصولاً ھر آرمان ھر چند مقدس كه
قرار بر تحقق دنيوي داشته باشد يك آرزوي دنيوي محسوب مي شود و يك دام است. آدمي به لحاظ
ذھنيت، تحقق نيازھايش را فقط در صورت مادي امور درك مي كند و اين ھمان قلمرو فريب است. و اين
ضعف ادراك منطقي بشر است كه جز درماديت امور، براي خود امكان بكام رسيدن نميبيند . انسانيكه
اھل باطن باشد مي داند كه عيش ناب و برخورداري جاودانه از ھر چيزي درگذشتن از آن ممكن است.
واين راز بكام رسيدن انسان در جھان است : از كام گذشتن !
از كتاب " دايره المعارف عرفاني " استاد علي اكبر خانجاني جلد دوم ص242

ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۳ دى ۱۳۹۶ ] [ ۰۳:۱۵:۰۳ ] [ رضا ]
فلسفه دعا نويسي
در قرآن كريم آيه ايي داريم كه مي فرمايد: « اين كتاب شفا و رحمتي براي مؤمنان است ». اين آيه
بسياري از احمقان و منافقان را به اين فھم كشانيده كه آيات قرآن به لحاظ كاغذ و مركب خاصيت دارويي
دارند و اين فھم ماليخوليايي منشاء يكي از بدترين خرافه و معصيت بر خدا در تاريخ اسلام بوده است .
بدينگونه كه آيات و الفاظ قرآني را اگر بر روي كاغذي بنويسند و ان را بر بدن ببندند و يا آب پز نموده و
بنوشند و يا بر سر بيماران بپاشند و يا برخي از الفاظ را بصورت ورد فوت كنند رفع بلا و بيماري ميكند .
دكانھاي رمالي و دعانويسي و ورد خواني تماماً برخاسته از چنين درك كافرانه ايي از آيه مذكور است .
ھر چند كه ھمين آيه علناً متذكر مي شود كه قرآن شفا و رحمتي براي مؤمنان است و در آيه ديگري مي
خوانيم كه اين كتاب براي كافران موجب ضلالت و رسوايي است . در واقع چنين استنباط ماليخوليايي از
قرآن بصورت دوا و درمان يكي از نشانه اي ضلالت و رسوايي كافران مي باشد كه انان را به فضاحت و
جنون مي كشاند و اين است كه ھمه اين دعا نويسان و رمالان را به لحاظ رواني انسانھايي مجنون و
فاسد مي يابيم و بسياري از مردمان پس از رجوع به اين شيادان به انواع توھمات و امراض رواني و جن
زده گيھا مبتلا مي شوند و اين ھمان ضلالت به معناي گمشده گي و حماقت است .
شفا و رحمت و ھدايتي كه از قران نصيب مؤمنان مي شود محصول تأمل و تفكر در مفاھيم آيات الھي
است . ولي گرايش منكران دين خدا به قرآن در جھت رفع عذاب يك ريشه تاريخي در ھمۀ مذاھب دارد از
جمله مذاھب ھندو ، يھود و ھمچنين زرد تشت كه به دين اسلام نيز سرايت يافته است ھر چند كه دين
اسلام تنھا ديني است كه براي معجزات ھيچ حق ديني قائل نشده و بزرگترين معجزه پيامبرش كتاب
اوست كه تماماً دربھاي علم و حكمت و معرفت است .
از كتاب " دايره المعارف عرفاني " استاد علي اكبر خانجاني جلد دوم ص247

ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۲ دى ۱۳۹۶ ] [ ۰۳:۰۹:۰۰ ] [ رضا ]
اولويت: معاش يا معاد؟
در قرآن كريم آشكارا مي خوانيم كه كافران كساني ھستند كه دنيا را بر آخرت ترجيح مي دھند و نه اينكه
آخرت را منكرند. و مؤمنان ھم به عكس يعني آخرت را بر دنيا ترجيح مي دھند .اين ھمان مسئله اولويت
دين بر دنيا است.
و اما امروزه متأسفانه شاھديم كه چه بسا علماي ديني و رھبران اجرائي كشور ما علناً اوليت ھا را به
معاش و اقتصاد مي دھند و لذا حتي در امور فرھنگي ھم سخن بر سر اقتصادي ساختن است و توجيه
اقتصادي. و تنھا مرجع عقيدتي اين جماعت حديث معروف و منسوب به پيامبر اسلام است كه:
« آنرا كه معاش نيست معاد نيست». اين حديث در سالھاي قبل و اوايل انقلاب مستمسك افراد و 
گروھھاي ماركسيستي و منافق بود و شديداً از جانب مراجع ديني طرد مي شد ولي آيا امروزه چه شده
كه ھمان نگرش بر كل كشور حاكم شده و تبديل به اصول دين شده است . از ميان دريائي آيات و احاديث
چرا فقط ھمين يك حديث مذكور به يادھا مانده است؟ قبلاً درباره ماھيت اين حديث گفتيم كه اگر معنايش
ھمين باشد كه مي گويند بي ترديد خلاف اصول دين و معرفت قرآني و سنت و عترت است و لذا حديثي
جعلي است. ولي اين حديث توضيح ديگري ھم دارد و آن اينكه : كسي كه معاش ندارد در قيامت
مؤاخذه و محاسبه ھم نمي شود زيرا معاد روز حساب را گويند نه دين را . درحاليكه برداشت ھاي حاكم
بر بسياري از علما و مسئولين كاملاً نادرست است و اينگونه تفسير مي كنند كه: آنكه معاش ندارد دين
ھم ندارد. درحاليكه آنكه معاش ندارد از محاسبه پاك است. اگر ارجحيت با دين و فرھنگ و اعتقادات و
نواميس معنوي است پس نبايد پيشرفتھا و رقابتھاي علمي – فني را بر مصالح فرھنگي و اعتقادي
ترجيح داد و فرھنگ را قرباني توسعه كرد. اگر چنين است نبايد تحصيل علم را بر ازدواج ترجيح داد و
دانشگاھھا را تبديل به اماكن فساد نمود. اگر چنين است نبايد منافع سياسي و ديپلماتيك را اساس
تصميمات قرار داد.
اگر قرار باشد نداشتن معاش را مترادف با كفر بدانيم پس بايستي شخص پيامبر و علي(ع) و اھل بيت
عصمت و اصحاب صفحه را كه با يك عدد خرما سر به بالين مي نھادند و سنگ به شكم مي بستند را سر
دسته كفار بدانيم و « الفقر فخري » را حديثي جعلي مي خوانيم. اين يك برداشت بغايت جاھلانه و مسخ
شده از حديث است كه منافقان رايج نمودند و ما ھم نادانسته به آن مبتلاشده ايم و مثل ماركسيستھا،
زير بنا را اقتصاد قرار داده ايم. آيا برنامه « چشم انداز بيست ساله »بر چنين اساسي بنا نشده است :
اصالت تكنولوژي و توسعه اقتصادي ! اين يك نگرشي شديداً مادي و الحادي و كافرانه است كه نتيجه
عملي آن در ھمه اركان جامعه ما خودنمائي مي كند و فرھنگي منافقانه را بر كل جامعه ما حاكم ساخته
است كه مفاسد از ھمه جايش بصورت انفجاري ، فوران مي كند و با ھيچ عمل ضربتي ھم نمي توان اين
دھانه ھاي آتشفشاني را مسدود نمود. اين حاصل تحريف و وارونه سازي يك حديث است و ناديده گرفتن
صدھا آيه و حديث ديگر كه علناً ابطال اين برداشت مي باشد.
از كتاب " دايره المعارف عرفاني " استاد علي اكبر خانجاني جلد دوم ص244

ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۱ دى ۱۳۹۶ ] [ ۰۱:۴۵:۴۸ ] [ رضا ]

حس هستي

براي آدمي تنھا چيزي كه احساس حيات و حسِّ ھستي پديد مي آورد محبوبيّت است . ھمه كساني كه

روي به خودكشي ھا و مخدرات مي كنند اين حس را از دست داده و ديگر در دل كسي محبوب نيستند .

آنچه كه ھويّت فردي ناميده مي شود برخاسته از محبوبيّت است . كسي كه لايق محبوب يك نفر نيست

چيزي نيست و بودن را در خود در نمي يابد و احساس نابودي و ھيچي مي كند . اين وضعيت در زنان

بصورت ھرزه گيھا و در مردان بصورت بزھكاريھا خودنمائي مي كند . بنابراين ھر آنچه كه تحت عنوان بي

ھويتي و تبھكاري و مفاسد اخلاقي وھرج و مرج در جامعه اي خودنمائي مي كند حاصل فقدان محبت

است .

« من ھستم چون محبوب ھستم »: اين تنھا تعريف از ھستي انسان و لايق انسان است كه حقيقت

ھستي انساني را بيان مي كند . آنكه محبوب دلي نيست اصلاً نيست و براي جلب محبوبيت لااقل در نزد

يك نفر دست بھر كاري مي زند حتّي روسپي گري و يا جنايت .

آنكه محبوب است ھست و آنكه ھست نيازي به اثبات خويشتن ندارد . زيرا ھمه تلاشھاي مذبوحانه

بشري در جھت اثبات ھستي خويش است .

ھمه دروغھا ، فريب ھا ، جنونھا ، جنايت ھا ، اعتياد ھا و مفاسد اخلاقي و اقتصادي و سياسي معلول

فقدان محبت است .

ھمه ما نيازمند كسي ھستيم كه ما را براي خودمان دوست بدارد در ھر وضعيتي .

كسي ھم ھست كه از ارادۀ به محبوبيت بي نياز باشد و خود مظھر دوست داشتن و عشق ورزيدن به

ديگران باشد ؟ حتي خداوند ھم مخلوقاتش را آفريده تا او را دوست بدارند و بپرستند و در غير اينصورت

عذابشان مي كند . آنكه ما را براي خودمان دوست بدارد و توقع محبت ھم نداشته باشد امام است .

از كتاب " دايره المعارف عرفاني " استاد علي اكبر خانجاني جلد دوم ص 189


ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۳۰ آذر ۱۳۹۶ ] [ ۰۲:۱۳:۰۶ ] [ رضا ]
دجال و امام
دجّال ھر مذھب و مكتبي از بطن خودش پديد مي آيد و اتفاقاً از نزديكترين حدّ وجود آن صاحب مكتب و
بواسطه مشاھدات و آموزه ھاي درجه اول و عالي آن مذھب رشد مي كند.
دجّال موسي (ع) ، سامري بود كه يك دانشمند بود. دجّال مسيح (ع) ، يھودا بود كه از حوارين بود و او ھم
تحصيل كرده ترين حواري مسيح بود. دجّال محمد (ص) ،كساني چون ابوجھل ، ابوھريره ، كعب الاحبار
وابوموسي اشعري بودند كه جملگي از اصحاب نزديك رسول و ازجمله با سوادترين اصحاب بودند . دجّال
علي (ع) ، ھم عمرعاص بود كه او ھم يك فيلسوف بود و از بطن اصحاب صفه رشد نمود . در واقع دجّال
ھر مذھب و مكتبي كسي است كه صورت آن آئين را مي گيرد و در بطن آن دقيقاً ضد آئين را مي پرورد
پس بايد فردي بسيار با ھوش باشد. دجّال ھمان مكتب ضد مكتب است . به بيان ديگر دجاّليت ھر انديشه
و راھي ھمان فرماليزم محض ان است كه به انواع حيله ھا آراسته شده و مردم را مي فريبد .
دجاّليت ھمان ماديت و دنيويت محض يك مكتب است .
مثلاً دجّال حكمت سقراط ، ارسطو بود يا دجّال فلسفه فويرباخ و ھگل ھم ماركس بود . صورت مجلل مي
شود و سيرت واژگون مي گردد . مثلاً دجّال عرفان اسلامي، تصوّف فرماليستي و نمادين است. دجّال ھر
انديشه اي ،جسمانيت محض آن است .
در قلمرو معاني و ارزشھا ھم اين قاعده جاريست . مثلاً دجّال رستگاري امروزه ليبراليزم است ، دجّال
عدالت ھم دموكراسي است و ھمسان سازي . دجّال عشق ، ھرزه گي است و كلاً دجاّل معنويت ھم
ھنرھاي مدرن مي باشد ھمانطور كه دجّال حكمت ، فلسفه است و ..... و دجّال انسان مدرن نيز آدم
الكترونيكي است .
دجّاليت ، صنعت و تكنيكي است كه ميخواھد تقديس شود. بشريتي است كه دعوي الوھيّت مي كند.
از كتاب " دايره المعارف عرفاني " استاد علي اكبر خانجاني جلد دوم ص 191

ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۲۹ آذر ۱۳۹۶ ] [ ۰۲:۴۹:۱۹ ] [ رضا ]
[ ۱ ][ ۲ ][ ۳ ][ ۴ ][ ۵ ][ ۶ ][ ۷ ][ ۸ ][ ۹ ][ ۱۰ ][ ۱۱ ][ ۱۲ ][ ۱۳ ][ ۱۴ ][ ۱۵ ][ ۱۶ ][ ۱۷ ][ ۱۸ ][ ۱۹ ][ ۲۰ ][ ۲۱ ][ ۲۲ ][ ۲۳ ][ ۲۴ ][ ۲۵ ][ ۲۶ ][ ۲۷ ][ ۲۸ ][ ۲۹ ][ ۳۰ ][ ۳۱ ][ ۳۲ ][ ۳۳ ][ ۳۴ ][ ۳۵ ][ ۳۶ ][ ۳۷ ][ ۳۸ ][ ۳۹ ][ ۴۰ ][ ۴۱ ][ ۴۲ ][ ۴۳ ][ ۴۴ ][ ۴۵ ][ ۴۶ ][ ۴۷ ][ ۴۸ ][ ۴۹ ][ ۵۰ ][ ۵۱ ][ ۵۲ ][ ۵۳ ][ ۵۴ ][ ۵۵ ][ ۵۶ ][ ۵۷ ][ ۵۸ ][ ۵۹ ][ ۶۰ ][ ۶۱ ][ ۶۲ ][ ۶۳ ][ ۶۴ ][ ۶۵ ][ ۶۶ ][ ۶۷ ][ ۶۸ ][ ۶۹ ][ ۷۰ ][ ۷۱ ][ ۷۲ ][ ۷۳ ][ ۷۴ ][ ۷۵ ][ ۷۶ ][ ۷۷ ][ ۷۸ ][ ۷۹ ][ ۸۰ ][ ۸۱ ][ ۸۲ ][ ۸۳ ][ ۸۴ ][ ۸۵ ][ ۸۶ ][ ۸۷ ][ ۸۸ ][ ۸۹ ][ ۹۰ ][ ۹۱ ][ ۹۲ ][ ۹۳ ][ ۹۴ ][ ۹۵ ][ ۹۶ ][ ۹۷ ][ ۹۸ ][ ۹۹ ][ ۱۰۰ ][ ۱۰۱ ]
.: Weblog Themes By jahanblog :.

درباره وبلاگ

كتاب ها،مقالات و سخنراني هاي استاد علي اكبر خانجاني در باره همه مسائل انساني
پنل کاربری
نام کاربری :
پسورد :
لینک های تبادلی
فاقد لینک
تبادل لینک اتوماتیک
لینک :
خبرنامه
عضویت   لغو عضویت
امکانات وب