بي همتا
 
نويسندگان
لینک دوستان
لينكي ثبت نشده است
عضویت
نام کاربری :
پسورد :
تکرار پسورد:
ایمیل :
نام اصلی :
آمار
امروز : 20
دیروز : 33
افراد آنلاین : 1
همه : 5346
پيوندهای روزانه
لينكي ثبت نشده است
چت باکس

فلسفه عشق شهواني

شھوت جنسي در رابطه مرد و زن ھمان جنبش روح د و شقه شده آدم است كه در دو قالب تن براي

وحدت و يگانگي ازلي به حركت مي آيد . اين جنبش كه عشق ناميده مي شود عطش توحيد ذات آدم

است و عرصه و كارخانه ھمه فعل و انفعالاتي است كه انسانيّت ناميده مي شود و كارگاه تاريخ و تمدن و

فرھنگ و دانش و فن و قانون و مذھب و عرفان است .

عشق و شھوت جنسي واقعه رجعت به وحدانيت جان و روح و ھستي يگانه است . وجھي از وجود آدم از

سينه اش خروج كرد و بنام حوا تجسم يافت و لذا آدم را دچار قحطي وجود و از خود بيگانگي روح نمود

.پس آنچه كه عشق شھواني ناميده مي شود مقدسترين واقعه در عالم وجود است كه روح خدا در بشر

را به وجد وجود مي اندازد و واقعه بازگشت به خويشتن خويش است و ارادۀ به يكي شدن اين دو جان و

روح است كه در ازل يكي بود و اينك دو پاره شده و در دو تن متفاوت محبوس گرديده است . پس عشق

شھواني اراده به رھائي از قفس تن و پيوستن به نيمه ديگر خويشتن است .

آنچه كه موجب طرد و لعن و اكراه بشر نسبت به عشق شھواني گرديده يكي جھل بشر نسبت به اين

واقعه است و ديگر سوء استفاده بشر از اين واقعه كه خود معلول اين جھل و خود نشناسي مي باشد.

پس واضح است آنانكه يگانه پرست تر و حق جوتر وزنده ترند و در عطش ھستي يگانه اند داراي قدرت و

عطش و عشق شھواني شديدتري مي باشند ھمانطور كه حضرت رسول اكرم ( ص) پيامبران خدا را به

لحاظ قدرت شھواني به خروس سفيد تشبيه نموده است . و ھمانطور كه امر اول دين خدا ھمانا ازدواج

است و الفباي اخلاق و شريعت ھا ھم بر امور زناشوئي و خانواده استوار است و كل سرنوشت تاريخي

بشر ھم تماماً منوط به رابطه آدم – حوائي مي باشد. مرد به مثابۀ خانه وجود است و زن ھم صاحب اين

خانه است كه بايستي به خانه دل مرد باز گردد تا در آنجا قرار يابد و مرد ھم احساس وجود كند . عشق

شھواني آن قوه محركه اين رجعت زن و مرد به يكديگر است . لذا زن بايستي در وجود مرد وارد شده

و تحت الشعاع وجود او احساس وجود نمايد و آرام گيرد . اين ھمان ولايت زناشوئي است . ولايت مرد به

زن و پذيرش اين ولايت از جانب زن . اگر اين ولايت رخ ندھد رابطه جنسي دچار اختلال و ناكامي و بلكه

عذاب مي شود و رابطه زناشوئي به بن بست و سوء تفاھم و جدال وعداوت و طلاق مي رود.

اگر مرد قدرت القاي اين ولايت را بر زن نداشته باشد و زن ھم اين ولايت را با دل و اعمالش پذيرا نشود

شھوت جنسي به انحراف و بطالت و زنا كشيده مي شود . زيرا آن واقعه اي كه بايستي در رابطه جنسي

رخ دھد نداده است . شھوت جنسي موتور محركه حركت بسوي يگانگي و اتحاد زن و مرد است و اگر بر

اساس ولايت زناشوئي نباشد تماماً زنائي است و بالاخره به خيانت كشيده مي شود .

اگر اين ولايت رخ ندھد زن و مرد يا به طلاق و يا به زنا مي روند و جز عداوتي بي پايان حاصلي ندارد و

حيات بشري مبدّل به دوزخ و فساد و جنگ و خيانت مي شود ھمانطور كه شده است .

آنچه كه زنا و خيانت و عداوت زناشوئي ناميده مي شود محصول رابطه جنسي بدون ولايت زناشوئي

است . و پر واضح است كه فلسفه و شعاري كه امروزه باني انھدام خانواده و دوزخ بر روي زمين است

ھمانا برابري زن و مرد مي باشد كه دشمن ولايت زناشوئي است .

از كتاب " دايره المعارف عرفاني " استاد علي اكبر خانجاني جلد ششم ص 167

امتیاز:
 
بازدید:
[ ۲۷ مهر ۱۳۹۶ ] [ ۰۲:۳۲:۱۱ ] [ رضا ]
ارسال نظر توسط مدیر غیرفعال شده
[ ]
.: Weblog Themes By jahanblog :.

درباره وبلاگ

كتاب ها،مقالات و سخنراني هاي استاد علي اكبر خانجاني در باره همه مسائل انساني
پنل کاربری
نام کاربری :
پسورد :
لینک های تبادلی
فاقد لینک
تبادل لینک اتوماتیک
لینک :
خبرنامه
عضویت   لغو عضویت
امکانات وب