بي همتا
 
نويسندگان
لینک دوستان
لينكي ثبت نشده است
عضویت
نام کاربری :
پسورد :
تکرار پسورد:
ایمیل :
نام اصلی :
آمار
امروز : 42
دیروز : 33
افراد آنلاین : 1
همه : 5368
پيوندهای روزانه
لينكي ثبت نشده است
چت باکس

آنكه ايمان ندارد...

آرامش ندارد .

ادب ندارد .

عزّت نفس ندارد .

اتكاء به نفس ندارد .

وفا ندارد .

جديّت ندارد .

محبّت ندارد .

دوست ندارد .

اعتماد ندارد .

عقل ندارد .

نظافت ندارد .

باوري ندارد .

ھوش ندارد .

سيري ندارد .

اختيار ندارد .

حياء ندارد .

صداقت ندارد .

زيرا ھمه صفات نيك آدمي حاصل بي نيازي اوست و ايمان عرصه بي نيازي است .

-----------------------

حكمت جاويد ( فلسفه شكست)

ھر شكستي فقط يك معنا دارد و آن امر به خروج از وضعيت موجود است .

آدمي غريزتاً دوستدار دشمن خويش است و اينست راز شكست در عشق .

شكست ، ايده اي است كه با آن مي جنگيم تا رخ ندھد ولي رخ مي دھد .

كسي كه ھمواره براي شكست خوردن آماده است شكست نمي خورد .

شكست يعني شكست خوردن درنبرد با قوانين طبيعت .

شكست ابدي آنست كه درك و تصديق نشود .

شكستي جز شكست اراده انسان در مقابل اراده خدا نيست .

كسي كه به استقبال شكست خود مي رود و در آن مشاركت مي كند و از آن سبقت ميجويد

شكست را شكست مي دھد .

شكست انسان در جھان راز تنھا شدن اوست .

آدمي از شكست نمي ھراسد بلكه از تنھا شدن مي ھراسد .

كسي كه تنھائي را بپذيرد ھرگز شكست نمي خورد .

شكستي جز شكست « من » نيست .

آنكه در بيرون پيروز مي شود در درون شكست مي خورد .

-----------------

حكمت جاويد ( دجاليها )

ھر حقيقتي دجّالي دارد و :

دجّال عرفان ، لااباليگري است .

دجّال علم ، دانشگاه است .

دجّال عدل ، دموكراسي است .

دجّال صدق ، بي حيائي است .

دجّال ارادت ، تقليد است .

دجّال حكمت ، پزشكي است .

دجّال ذكر ،ورد است .

دجّال عشق ، ايثار است .

دجّال ايمان ، بيمه است .

دجآل حجاب ، شيكي است .

دجّال آخرالزمان ، تكنولوژي است .

دجّال اختيار ، آزادي است .

دجّال عصمت ، فمينيزم است .

دجّال توحيد ، خداي خيالي است .

دجّال واقعيت ، آرزو است .

-----

حكمت جاويد ( حيرت )

حيرتا از آدمي كه خود را باور ندارد و متحيِّر است از اينكه چرا كسي باورش ندارد .

حيرتا از آدمي كه بخود رحم نمي كند و متحيّر است از اينكه چرا كسي به او رحم نمي كند .

حيرتا از آدمي كه خود را دوست نمي دارد و متحير است از اينكه چرا كسي دوستش نمي

دارد .

حيرتا از آدمي كه خود را نمي فھمد و متحير است از اينكه چرا كسي او را فھم نمي كند .

حيرتا از آدمي كه با خود صادق نيست و متحير است از اينكه چرا كسي با او صادق نيست .

حيرتا از آدمي كه بخود حرمت نمي نھد و متحير است از اينكه چرا كسي حرمتش نمي نھد.

حيرتا از آدمي كه بھمه دروغ مي گويد و ھمه را دعوت به صدق مي كند .

حيرتا از آدمي كه به دوست خود دشمني مي كند و با دشمنانش دوستي مي كند .

حيرتا از آدمي كه به فردا شكي ندارد ولي به زندگي بعد از مرگ شك دارد .

حيرتا از آدمي كه خداي ناديده را مي شناسد ولي خودش را نمي شناسد .

حيرتا از آدمي كه از ريا كردن خسته نمي شود و لحظه اي نمي خواھد خودش باشد .

-----------------------

حكمت جاويد (خداشناسي)

خداوند ،ھستي موجودات است و نيستي آنھا : ھستي نِيستي و نيستي ھِستي ، ھستيِ

ھستي و نيستي نِيستي .

خداوند تنھا موجودي است كه ھمه او را مي شناسند .

خداوند آنگاه شديدتر حضور دارد كه ما در خود حضور داريم .

ھرگاه كه بخود مي آئيم خدا را مي يابيم .

خداوند ھمان خود – آئي است .

آنگاه كه بيخود ھستيم خداوند مراقب ماست ولي آنگاه كه بخود ميآئيم ما مراقب او ھستيم .

آنگاه كه كاري را براي خدا انجام مي دھيم او مشغول انجام كاري ويژه براي ماست .

آنچه را كه ھر كسي خداي خود مي نامد ھمان تنھائي اوست .

خداوند بر جمعيت است ولي در فرديت .

ھر كه خدا را ببيند نگاھش بر او مات مي شود يعني مي ميرد .

خدا به سراغ ھر كه برود ھمه از او مي گريزند .

ھر كه به سراغ خدا برود ھمه مردمان او را محاصره مي كنند .

خداوند عدم ماست و ما وجود او ھستيم و بدينگونه خليفه يكديگريم .

خداوند در آن واحد فقط در يك نفر است و آن ھم امام اوست .

------------------------

حكمت جاويد (دوستي)

سرنوشت تو ھمواره بدست نزديكترين دوست تو نوشته مي شود .

دوست تو دشمن ارادۀ نفساني توست .

ھيچ اقدام سرنوشت سازي به تنھائي اتخاذ نمي شود .

امام تو نزديكترين دوست توست .

از دوستي دور نمي شوي مگر اينكه به دشمني نزديك مي شوي .

فاميل ھرگز دوست نخواھند بود .

دوست تو ھرگز تو را نمي ستايد .

كسي كه دوست صديقي ندارد جز خود فروشي ھنري ندارد .

وفاي به دوست وفاي به خداست و خيانت به دوست خيانت به خداست .

دوست ، عزّت نفس تو را مي خواھد نه لذّت نفس تو را .

دوست تو كسي است كه تو را بي نياز مي سازد .

كسي كه به دوست صديقي خيانت مي كند خود را مجاناً در اختيار دشمن مي نھد .

كسي كه دوست صديقي ندارد دعايش اجابت نمي شود .

دوست تو كسي است كه زشتي ھايت را در نھان بر تو آشكار مي كند .

در قبال دوست ، تو ھمواره دشمن خودي .

دوست تو كسي است كه ھرگز با تو معامله نمي كند .

كسي كه دوست را مي فروشد خود را پيشتر فروخته است .

آنچه كه در قيامت محاسبه مي شود وفا و يا جفاي به دوست است .

-----------------------------

حكمت جاويد (زن)

زن با محبّت مي آيد و با تازيانه مي ماند .

زني كه عاشق باشد عصمت را درك مي كند و لاغير .

زني كه عاشق نباشد دينش يا ريائي است و يا خرافي .

مقام عشق براي زن محصول اطاعتش از عاشق خويش است .

زني كه ھمسرنوشت ھمسر خود نباشد مادر فرزندان خود ھم نيست .

زني كه عاشق نباشد عقلش ھمان مكر اوست .

زني كه براي شوھرش ناز كند براي سائر مردان عشوه مي كند .

آنچه كه زن شوھردار را به زنا مي كشاند انتقامجوئي از شوھر است .

زني كه عصمت داشته باشد ھمواره نگران آن است .

زني كه شوھرش را تھديد به خيانت كند حتماً خيانت مي كند .

اشتغال بيروني زن ھرگز انگيزۀ اقتصادي ندارد .

زن فقط بواسطه تمكين جنسي قدرت پذيرش ولايت زناشوئي مي يابد .

دين زن سه ركن دارد : حجاب ، اطاعت و قناعت .

برابري زن و مرد از منظر زنان چيزي جز آزادي جنسي نيست .

زن ھرگز علاقه اي به علم ندارد الا بعنوان حربه اي بر عليه مرد .

زني كه از تنھائي نمي ھراسد از زنا ابائي ندارد .

طلاق گرفتن زن يا براي حفظ عصمت است يا امكان فسق.

زني كه حيا ندارد وفا ھم ندارد .

ازدواج زن كافر پشتوانه فسق اوست .

زناي زن ، معلول استفادۀ ابزاري از پائين تنه است .

زن كافر زني است كه از زن بودن خود بيزار است .

زني كه از زنانيت خود بيزار است زنائي مي شود .

--------------------------------

حكمت جاويد( ترين ها )

ترسوترين آدمھا درپشت سر دليرترين انسانھا راه مي روند .

كافرترين آدمھا را در اطراف مؤمن ترين انسانھا مي يابيم .

شقي ترين آدمھا در خانه مھربانترين انسانھا زيست مي كنند.

ابله ترين آدمھا را مريد خردمندترين انسانھا مي يابيم .

ناپاكترين آدمھا محبوب پاكترين انسانھا مي شوند .

رياكارترين آدمھا دم از دوستي با صادقترين انسانھا مي زنند .

بدترين آدمھا در رابطه با خوبترين انسانھا پديد مي آيند .

نتيجه : و لذا خوبان ھمواره تنھا و بد نام ھستند . خوبان براي نجات بدان آمده اند .

------------------------------------------

حكمت جاويد ( عشق)

عشق عبارت است از نزول آسمان بر زمين ، تجلّي ماوراي طبيعت در طبيعت و نور لطف پروردگار و ھدايت

حق كه از دل عاشق وجود معشوق را مخاطب قرار مي دھد . پس واي بر عاشقي كه خودش را مالك

اين عشق بداند و لذا بر معشوق منّت نھد و عشق را به تجارت گذارد و ھزاران دريغ بر معشوق كه اين

عشق را انكار نموده و يا بواسطه آن قصد سلطه بر عاشق را داشته باشد و از اطاعت عاشق سرپيچي

نمايد . معشوقي كه از اطاعت امر عاشقش سرپيچي كند از امر و ھدايت و غايت لطف خداوند سرپيچي

نموده است و بزرگترين ظلم ممكن را بخودش روا داشته و به جنّت زمين پشت نموده است .

-----------------------

حكمت جاويد ( چه كسي عشق را نفرت ميدارد ؟ )

كسي كه عھد و وفا را بندگي مي داند .

كسي كه توجّه را تجسس مي داند .

كسي كه رحم را تحقير مي كند.

كسي كه انتقاد خصوصي را اھانت مي پندارد .

كسي كه از خود گذشتگي را مسخره مي كند.

كسي كه ابراز محبت را سبكسري مي خواند.

كسي كه اظھار نياز را بدبختي مي داند.

كسي كه بجاي عذر خواھي ،خود را مسخره مي كند.

كسي كه ادب و حيا را عقب مانده گي مي فھمد .

كسي كه خويشتن داري را ريا مي نامد .

كسي كه علاقه قلبي را در خود سركوب مي كند.

كسي كه تجاوز گر را صاحب اقتدار مي داند .

كسي كه از گفتن و شنيدن « دوستت دارم » وحشت دارد .

كسي كه خصم جاودانگي است .

كسي كه دشمن خداست .

كسي كه صبر و عفو و گذشت را حقارت مي داند.

كسي كه ساده گي و صميميت را حماقت مي خواند .

كسي كه اعتماد را بلاھت مي پندارد.

كسي كه بواسطه تبھكاريھايش نمي تواند حتّي ذره اي خود را دوست بدارد.

از كتاب " دايره المعارف عرفاني " استاد علي اكبر خانجاني جلد سوم ص53-48

امتیاز:
 
بازدید:
[ ۱۵ دى ۱۳۹۶ ] [ ۰۱:۳۶:۴۸ ] [ رضا ]
ارسال نظر توسط مدیر غیرفعال شده
[ ]
.: Weblog Themes By jahanblog :.

درباره وبلاگ

كتاب ها،مقالات و سخنراني هاي استاد علي اكبر خانجاني در باره همه مسائل انساني
پنل کاربری
نام کاربری :
پسورد :
لینک های تبادلی
فاقد لینک
تبادل لینک اتوماتیک
لینک :
خبرنامه
عضویت   لغو عضویت
امکانات وب