بي همتا
 
نويسندگان
لینک دوستان
لينكي ثبت نشده است
عضویت
نام کاربری :
پسورد :
تکرار پسورد:
ایمیل :
نام اصلی :
آمار
امروز : 45
دیروز : 33
افراد آنلاین : 1
همه : 5371
پيوندهای روزانه
لينكي ثبت نشده است
چت باکس

تنها دشمن قسم خوردة انسان

و

تنها دوست قسم خوردة انسان

آيا چه امري باعث مي شود تا نتواني به ديگري بگوئي كه دوستش داري ؟

آيا چه امري باعث مي شود تا نتواني راست بگوئي ؟

آيا چه امري باعث مي شود تا نتواني از بابت خطايت عذر بخواھي ؟

آيا چه امري باعث مي شود تا نتواني نيازت را بر زبان آوري و عقده كني و دشمن عالم و آدم بشوي؟

آيا چه امري باعث مي شود تا از خطاي خود نگذري تا خودت را تغيير دھي ؟

آيا چه امري باعث مي شود تا عمداً خودت را بفريبي و ديوانه كني ؟

آيا چه امري باعث مي شود كه نتواني حقايق را بپذيري؟

آيا چه امري باعث مي شود كه عليرغم عقلت عمل كني ؟

؟...............................................................

؟................................................................

جز « من » خودت دشمن قسم خورده اي نداري!

و نمي تواني با من خودت از مَنَت بگذري !

ارزش وجودي و سرنوشت ساز يك پيرعرفاني (امام) از اينجاست.

او تنھا دوست قسم خوردۀ توست و تو تنھا دشمن قسم خوردۀ خويشتني . و او دشمنت را از تو مي

ستاند و بجان خودش مي اندازد .

--------------------

چند حكمت پسامدرن

رئيس جمھور محصول رأي مردم نيست بلكه رأي مردم محصول رئيس جمھورشدن كسي است

كه بايد رئيس جمھور شود.

عجب نيست كه عشق به نفرت انجامد عجب است كه نفرت به عشق مي انجامد.

نيازي كه با ناز برآورده مي شود بر نياز مي افزايد و متقابلاً بر ناز.

تفاھم متقابل زناشوئي يعني باور كردن متقابل دروغھاي ھمديگر.

آنجا كه عشقي نيست جديّت آغاز مي شود، يعني جنگ .

ھيچ چيزي ھمچون ناز تبديل به كينه نمي شود زيرا ھر كه نيازش بيشتر است نازش بيشتر و

لذا ناكامتر است.

وقتي كه ديگر ھيچ ارزشي باقي نيست آدم لخت مي شود: مدرنيزم!

عشق بازاري يعني ناز كردن و كشيدن براي نياز.

دموكراسي يعني تبديل شاه به رأي از طريق تبليغاتي كه از ھر رأي گيرنده يك شاه خيالي مي

آفريند.

-------------------------

حكمت جاويد

آنكه دنيا را مي طلبد به آن ميرسد ولي بدستش نمي آيد.

ھيچ چيزي بدست نمي آيد ولي به دل مي تواند آمد.

آنكه از نژاد رود به نزاد مي رسد.

آنكه حق معلم را ادا نمي كند آموزه ھايش به او پشت مي كند.

آنكه دوست را مي فروشد تا دل دشمن بدست آورد دلش به اسارت دشمن در مي آيد.

آنكه حقي را ببيند و تصديق نكند با آن به جنگ مي آيد و ھلاك مي شود.

آنكه پولي را با فروش معنويتي بدست مي آورد بواسطه آن پول ديوانه مي شود.

آنكه از محبتي بر عليه صاحب محبت استفاده ميكند به اسارت دشمنان محبت در مي آيد.

آنكه به معرفتش عمل نكند احمقي مي شود.

آنكه دين را زينت كفر كند به خدمت كافران در مي آيد.

------------------

انسان كامل كيست؟

(حكمت جاويد)

* كسي است كه از پيروزشدن دل كنده و گذشته باشد و بلكه پيروزي را در ھرشكستي درك نمايد.

* كسي است كه ھيچ حسرتي از گذشته و آرزوئي درآينده نداشته باشد.

* كسي است كه خداوند را در ھر واقعه اي از زندگيش درك كرده باشد.

*كسي است كه ھر آن بي نفرت از زندگي،آماده و راضي به مرگ باشد.

* كسي است كه به ھيچ كسي عقده و كينه اي نداشته باشد.

* كسي است كه جز دوست داشتن از راه دور، وظيفه اي نداشته باشد.

* كسي است كه بودن محض را بي ھيچ فعاليتي و بي ھيچ ھمراھي، عاشق باشد.

* كسي است كه شقي ترين دشمنان مشھورش نيز از او نوميد نباشند.

* كسي است كه در فقر كامل بي نياز باشد و در تنھائي كامل ، عاشق باشد و در بدنامي كامل عزيز

خويشتن باشد و جانبازي تنھا تفريح سالم او باشد .

* كسي است كه از مرگ و زندگي و نيز از بود و نبود خود، برتر باشد.

* كسي است كه خداوند را بخاطر ناكاميھاي خود، دوست داشته باشد.

* كسي است كه ھيچ اراده اي از خود سراغ نداشته باشد جز خدا.

* كسي است كه در دل و جانش حضور ھمه انبياء و اولياء و عرفا و صديقين كل تاريخ بشر را درك كند و

نيز حضور ھمه انبياي بشر را از آغاز تاريخ تا پايانش.

*كسي است كه سپر بلاي خداوند در مقابل كفار است.

* كسي است كه ھمه عالم و آدميان را مسلمان كامل بيابد.

* كسي كه محالات را ادعا و اثبات ميكند.

--------------------

حكمت جاويد

* كفري جز ترس نيست.

* ترسي جز ھراس از نابودي نيست.

* نابودي ھمان قلمرو حضور خداست.

* ايماني جز درك ھستي در نيستي نمي باشد.

* شجاعت بارزترين نشان ايمان است.

* شجاعت يعني به استقبال شكست و مرگ رفتن.

* شكست قلمرو بي نيازي ذات است.

* ذات، سلطنت فناست.

* فنا ھمان جاودانگي است.

* جاودانگي محصول ھمزيستي و ھم سرنوشتي با مردان خداست.

* مرد خدا موجودي وراي بود و نبود است.

* بود، نبود است و نبود ھم بود است.

* ترس محصول انديشه بود و نبود است.

---------------------------

حكمت جاويد (ايمان)

داروي حسد، ايمان است.

داروي احساس حقارت، ايمان است.

داروي احساس پوچي، ايمان است.

داروي بولھوسي، ايمان است.

داروي ايدز، ايمان است.

داروي بيكاري، ايمان است.

داروي ھرزه گي، ايمان است.

داروي بي نظافتي، ايمان است.

داروي بي عاطفگي، ايمان است.

داروي حماقت، ايمان است.

داروي فقر، ايمان است.

داروي خلافكاري، ايمان است.

داروي بي ھويتي، ايمان است.

داروي بدبختي، ايمان است.

داروي بد شانسي، ايمان است.

داروي مكاره گي، ايمان است.

داروي ورشكستگي، ايمان است.

داروي اعتياد، ايمان است.

داروي زن ذليلي، ايمان است.

داروي بي حجابي، ايمان است.

داروي تصادفات، ايمان است.

داروي تورم و گراني، ايمان است.

داروي بزدلي، ايمان است.

داروي پزشك زده گي، ايمان است.

داروي وسواس، ايمان است.

داروي رسوائي ، ايمان است.

داروي بي اعتقادي، ايمان است.

داروي بي عشقي، ايمان است.

و اما داروي بي ايماني، دوستي و ھمنشيني و ھمدلي با يك عارف است.

-------------------

حكمت جاويد (ديالكتيك)

جاھل نمي بيند خود را مگر انسان عاقل.

كافر نمي بيند خود را مگر انسان مومن.

عاشق نمي بيند خود را مگر انسان فاسق.

شيطان پرست نمي بيند خود را مگر انسان خداپرست.

ريا كار نمي بيند خود را مگر انسان صادق.

ايثارگر نمي بيند خود را مگر انسان خودپرست.

شجاع نمي بيند خود را مگر انسان بزدل.

عادل نمي بيند خود را مگر انسان ظالم.

خوب نمي بيند خود را مگر انسان بد.

زنده نمي بيند خود را مگر انسان مرده.

موجود نمي بيند خود را مگر انسان نابوده.

يك استثناء: فقط خداست كه ھمانگونه ھست كه ھست.

----------------------

حكمت جاويد (بدترين و بهترين)

زن بد، بدترين جاندار روي زمين است و زن خوب ھم بھترين آن.

بدترين چيزھا، روزي بھترين بوده است و بالعكس.

عاليترين مكاتب در ضمن ظرف ظھور شرترين انسانھاست.

عرفان قلمرو ظھور ابليس ھم ھست.

بدترين عذابھا كينه نسبت به بھترين دوست است.

سلامت و رفاه بزرگترين دشمن دل و دين انسان است.

خوبترين انسان آنست كه از خوبي گذشته است.

بدترين انسان آنست كه ھرگز نميخواھد آدم بدي خوانده شود.

صادقترين انسان آنست كه فقط از خودش حرف مي زند.

كافرترين انسان آنست كه مي خواھد عارف شود.

خودنشناس ترين آدمھا، انقلابيون حرفه اي ھستند.

مريضترين آدمھا، پزشكان ھستند.

بي عاطفه ترين آدمھا، مبلغان عشق ھستند.

بزدلترين آدمھا، مسلح ھستند.

بي ظرفيت ترين آدمھا، ساكنان كاخھا ھستند.

متكبرترين آدمھا، درويش و ھيپي مي شوند.

مردم دوست ترين آدمھا، تنھا ھستند.

از كتاب " دايره المعارف عرفاني " استاد علي اكبر خانجاني جلد سوم ص 58-53

امتیاز:
 
بازدید:
[ ۱۹ دى ۱۳۹۶ ] [ ۰۳:۰۱:۱۰ ] [ رضا ]
ارسال نظر توسط مدیر غیرفعال شده
[ ]
.: Weblog Themes By jahanblog :.

درباره وبلاگ

كتاب ها،مقالات و سخنراني هاي استاد علي اكبر خانجاني در باره همه مسائل انساني
پنل کاربری
نام کاربری :
پسورد :
لینک های تبادلی
فاقد لینک
تبادل لینک اتوماتیک
لینک :
خبرنامه
عضویت   لغو عضویت
امکانات وب